فاذا وصلت اليك يا امير المؤمنين فتناولها بيمينك فاصرف اليها بنفسك و تأمل حسنها بطرفك و لا تخدشها بظفرك و لا تفتقدها عن عينك و لا تبدلها لخدمك فاذا طال لبثها عندك و مقامها بين يديك و خفت ان يرميها الدهر بسهمه و يقصدها بطرفه فتذهب به بهجتها و تغير نضرتها فكلها هنيئا مريئا غير داء مخامر و السلام عليك و رحمة اللّه و بركاته ) .
خلاصهء كلام اين جاريه اين است كه مىگويد يا امير المؤمنين چون نگران شدم كه اكابر و منشيان و مستوفيان هريك براى فرستادن انواع تحف و هدايا بسوى حضرتت از همديگر پيشى مىگيرند در اين حال فكر كردم كه با اين تواتر لطايف هدايا بدرگاه تو من چه هديهاى ارسال دارم كه براى من كلفت نباشد و مئونهء آن سهل و آسان باشد و در معنى با اين وصف پرقيمت و جليل القدر و كثير المنفعه بوده باشد پيدا نكردم هديهاى را كه جامع اين صفات و داراى كمالات بوده باشد مگر سيب را ازاينجهت يكدانه بحضرتت ارسال نمودم اگرچه در عدد يكى است و لكن كثرت منافع او آدمى را به او عاشق مىگرداند دوست دارم يا امير المؤمنين كه اشاره به پارهء فضائل او بنمايم و محاسن او را تشريح كنم و آنچه از منافع او طبيبان حاذق گفته و شعرا درباره او سرودند بعرض برسانم تا اينكه به چشم عظمت و نظر جلالت بر او بنگرى .
پدرت هارون الرشيد همىگفت بهترين ميوهجات و زيباترين فواكه سيب است كه بقدرت بارىتعالى در او جمع است سفيدى نقرهء خام و سرخى گل نيكواندام و تلالؤ طلاى زردفام و سبزى زبر جد بلا كلام همهء حواس خمسه را به خود مشغول مىنمايد و همه از او لذت مىبرند چشم از ديدن او دماغ از بوئيدن او دهان از خوردن دست از گرفتن گوش از شنيدن نام او .
ارسطاطاليس هنگام مرك خود كه شاگردان در اطراف او جمع بودند از آنها درخواست كرد كه سيبى براى من طلب كنيد تا از بوى او تسكين يابم و از نظر كردن به او لذت ببرم ابراهيم بن الهانى گفته هيچچيز مريض مبتلا را مشغول نمىكند و كينه و غضب صاحب غضب را ساكن نمىگرداند همانند سيب جوانانى كه در خانهاى مغنيان
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص١٠٨