گريان شيونكنان آمد زير بغل عليا مخدره زينب را گرفت گفت اى سيدهء من كاش از هر دو چشم كور مىشدم و ترا به اين حال نمىديدم عيالات را برداشت و به خانه برد فرياد بركشيد اى زنان مروانيه اى بنات سفيانيه مبادا ديگر خنده كنيد مبادا ديگر شادى بكنيد به خدا قسم اينها خارجى نيستند اين جماعت اسيران ذريهء رسول خدا و فرزندان فاطمهء زهرا و على مرتضى و آل يس و طه مىباشند .
مدة توقف در خرابه شام
اين مطلب از مطالبي است كه تاكنون معلوم نشده است على التحقيق در بعضى عبارتها است كه يزيد أنها را در خرابه منزل داده بود كه لا يكنهم عن الحر و البرد يعنى از سرما و كرما محفوظ نبودند و ديوار آن خرابهء مشرف بر خراب بود و در بعضى عبارات حديث است كه آنقدر در خرابه ماندند حتى تقشرت وجوه الفاطميات يعنى آنقدر در خرابه ماندند كه صورتهاى آنها پوست انداخته بود و در بعضى عبارات نوشتهاند كه روز بيستم صفر غل و زنجير از گردن بيمار برداشتهاند بالجمله مطلب روشن نيست و تعيين مدت نمىتوان كرد از آن طرف هيجان مردم يزيد را مضطرب كرده بود و تغيير مسلك داد .
مجلس عزاى حضرت زينب ( ع ) در شام و مرثيه خواندن ايشان
از اين پيش بيان شد كه يزيد تغيير مسلك داد بروايت ابى مخنف و ديگران امام زين العابدين را مخير نمود در ماندن شام و حركت بسوى مدينه آن حضرت به جهت تجليل عليا مخدره زينب فرمود من در اين باب بايستى با عمهام زينب سخن كنم چه پرستار يتيمان و غمگسار اسيران اوست يزيد از اين سخن بر خود بلرزيد چون آن حضرت با آن مخدره سخن در ميان نهادند فرمود هيچچيز را بر جوار جدم رسول خدا اختيار نخواهم كرد ولى بايستى اى يزيد براى ما خانه خالى بنمائى كه مىخواهيم بمراسم عزادارى بپردازيم به جهت آنكه هنگامى كه ما را از جسد كشتگان خود جدا نمودند نگذاشتهاند كه بر