كشتگان خود گريه كنيم و بايستى هركس از زنان كه مىخواهد بر ما وارد بشود كسى او را منع ننمايد يزيد از اين سخنان بر خود بلرزيد و بسى بيمناك شد چه مىدانست آن مخدره در آن مجلس يزيد و سائر بنى اميه را با خاك سياه برابر مىنمايد و بغض و و عداوت او را در قلوب مسلمين مستقر خواهد نمود و آثار آل محمد را تازه خواهد نمود و اندوخته او و پدرش را كه مىخواستهاند بأن اندوخته آثار آل محمد را نابود كنند به باد فنا خواهد داد ولى از اجابت چاره نديد فرمان كرد تا خانه وسيعى براى آنها تخليه كردند و منادى ندا كرد كه هر زنى مىخواهد به سرسلامتى زينب بيايد مانعى ندارد چون اين خبر منتشر شد بروايت عوالم نماند زنى از هاشميه در شام مگر آنكه حاضر مجلس حضرت زينب گرديد و زنان امويه و بنات مروانيه نيز با زينت و زيور وارد مجلس شدند چون آن منظرهء رقتآور را مشاهده كردند يكباره زيور هاي خود را بريختهاند همه لباس سياه و مصيبت در بر كردند و از زنان شام جمع كثيرى بانها پيوستهاند و همى ناله و عويل از جگر بركشيدند و جامها بر تن دريدند و خاك مصيبت بر سر ريختهاند و موى پريشان كرده صورتها بخراشيدند چنان كه آشوب محشر برخواست و بانك زارى بعرش رسيد در آنوقت عليا مخدره زينب .
بروايت بحار انشاء اين اشعار نمود و قلب عالم را كباب فرمود اكنون اگر اين اشعار از آن مخدره نباشد زبان حال و موافق مقام است .
اما شجاك يا سكن * قتل الحسين و الحسن
ظمآن من طول الحزن * و كل و غد « 1 » نائل
يقول يا قوم ابى على البر الوصى * و فاطم امى التى لها التقى و النائل
منوا على بن المصطفى بشرية تحيى بها * فاطفالنا من الظماء حيث الفرات سائل
قالوا له لا ماء لا الا السيوف و القنا * نزل به حكم الادعيا فقال بل اناضل « 2 »
حتى اتاه مشقص « 3 » رماه و غدا برص * من سقر لا يخلص رجس دعى و اغل
و عفروا جبينه و خضبوا عثنونه « 4 » * بالدم يا معينه ما انت عنه غافل
هامش
( 1 ) الحمق الدنى الضعيف
( 2 ) اى ادافع
( 3 ) كمنبر نصل السهم
( 4 ) المحاسن