تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
كنم براى سلامتى آقايم حسين عليه السّلام و اينكه شايد يك‌مرتبه ديگر به زيارت ايشان نائل بشوم و جمال ايشان را ديدار كنم آن زن چون سخن بدينجا رسانيد عليا مخدره صيحه از دل بركشيد و فرمود يا امة اللّه همين‌قدر بدانكه نذرت تمام و كارت بانجام رسيد و از حالت انتظار رستگار شدى همانا منم زينب بنت امير المؤمنين و اين اسيرانند اهل بيت رسول خداوند مبين و اين سر حسين است كه بر در خانه يزيد منصوب است آن زن صالحه از شنيدن اين كلام جان‌سوز فرياد و نفير برآورد مدتى از خود بىخود بود و چون به هوش آمد خود را بدست و پاى ايشان انداخت و همىبوسيد و مىخروشيد و ناله وا سيداه وا اماماه وا غريباه به گنبد دوار رسانيد و چنان شور و آشوب برآورد كه گفتى واقعه كربلا نمودار گرديد آن زن بقيه عمر خود را از ناله و گريه بر حضرت سيد الشهداء ساكت نگرديد تا بجوار حق پيوست . يكى از مصائب عليا مخدره زينب خواب ديدن رقيه پدر خود را در خرابه شام و آوردن سر پدر او را از براى او و ناله كردن آن دختر تا حدى كه جان به حق تسلم كرد و در آن خرابه مدفون گرديد .

آمدن زوجه يزيد بخرابه شام

در اينجا سخن باختلاف نقل شده بعضى مىگويند هند دختر عبد اللّه كريز زوجه يزيد بوده آن هم در مجلس صداى زينب را كه شنيد بىپرده خود را در ميان مجلس انداخت و يزيد عبا بر سر او انداخت و آن هند يزيد را كاملا مورد ملامت و شنعت قرار داد كه يزيد به او گفت برو براى حسين گريه كن و بعضى ديگر مىگويند بخرابه آمد با يك تفصيلى كه در كتب معتبره يافت نمىشود ولى حقير شاهدى پيدا كردم كه ممكن است آن زن غير دختر عبد اللّه كريز باشد و اللّه العالم و آن شاهد اين است كه در جلد خلفاى ناسخ التواريخ در بيان غزوات زمان خلافت عمر در وقعهء فتح قلعه ابى القدس گويد كه ديده‌بانان براى ابو عبيدهء جراح كه سپهسالار لشكر اسلام بود خبر آوردند كه در مقابل قلعه ابى القدس بازار مهمى از نصارى تشكيل داده شده كه غنايم بسيار در اوست چون دختر سلطان ابى القدس عروسي دارد اگر لشكرى بر سر