تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
و جلببت فى اسرها آسرها * عارا راي الصغار فى جلبابه و الفصحاء شاهدوا كلامها * مقال خير الرسل فى صوابه

مكالمه عليا مخدره زينب ع با يزيد در مجلس ديگر

طريحي در منتخب مىنويسد كه چون حضرت زينب بحضور يزيد آمد فرمود يا يزيد اما تخاف اللّه عز و جل من قتل الحسين عليه السّلام و ما كفاك ذلك حتى تستحث حرمه و ذرية رسول اللّه من العراق الى الشام و ما كفاك انتهاك حرمتهن حتى تسوقنا اليك كما تساق الاماء على المطايا به غير وطاء من بلد الى بلد . اى يزيد آيا در كشتن حسين ع از خدا نترسيدى و اين كار ناهنجارت را كافى نشد چندان‌كه بانوان حرم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را از عراق بجانب شام كوچ دادى و در هتك حرمت ايشان چيزي فروگذار نكردى تا هنگامى كه ما را بمجلس خود كشانيدى و مثل كنيزان ما را بر شتران بىجهاز سوار نمودى و شهر به شهر گردانيدى آنگاه يزيد سر خجلت به زير انداخت و اين كار را همى از خود دفع مىداد و مىگفت خدا لعنت كند پسر زياد را كه حسين را بقتل رسانيد من هرگز بقتل حسين راضى نبودم ابن مرجانه در قتل او عجلت كرد و از اين كلام معلوم مىشود كه اين مكالمات در مجلس متعدد روي داده كه يزيد از خوف فتنه قتل آن حضرت را از خود دفع مىداد در آن حال عليا مخدره زينب فرمود يا يزيد ما قتل الحسين الا انت و لولاك لكان ابن مرجانه اقل و اذل اما خشيت من اللّه بقتله و قد قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فيه و فى اخيه الحسن و الحسين عليه السّلام سيدا شباب اهل الجنة فان قلت لا فقد كذبت و ان قلت نعم فقد خصمت نفسك فقال يزيد ذرية بعضها من بعض و بقى خجلان . عليا مخدره فرمود اى يزيد به خدا قسم برادرم حسين را نكشت مگر تو اگر فرمان تو نبود ابن زياد پستر و ذليل‌تر از اين بود كه اقدام بر چنين امري بنمايد اى يزيد از خداى نترسيدى كه اقدام كردي بقتل كسى كه رسول خدا دربارهء او و برادرش حسن فرمود الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة اگر بگوئى رسول خدا نگفته است دروغ گفته‌اى و مردم ترا تكذيب خواهند كرد و اگر بگوئى گفته است