تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
بيننده را بر خود مىلرزانيد در چنين مجلسى بس عظيم زينب كبرى مىفرمايد اى پسر آزادكرده‌شده‌ها جهان به تو نشان مىدهد كه چقدر كوچكى و بسيار ترا توبيخ مىنمايم از اين عمل زشت و شنيع تو و اين فاجعهء عظمي را كه تو به پا كردي تا دامنه قيامت از گوشها فراموش نمىشود و چنان داد فصاحت و بلاغت داد و حق مقامرا چنان ادا كرد و چنان نقاط حساسى را و جنايات و رسوائى يزيد را بر حاضرين مجلس او آشكار ساخت كه يزيد دست و پاى خود را گم كرد و مجلسى را كه براى افتخار خود تنظيم كرده بود موجب رسوائى و افتضاح او شد و قلوبى كه متوجه يزيد بود متنفر گرديدند از او مجلس شوم او به هم خورده و در تمامى مجالس و محافل ممالك مسلمين از اين فاجعهء عظمي و بيان زينب كبرى صحبت بميان آمد و سخنرانيها مىشد بقدري مردم از اين واقعه بحث كردند كه گوشها پر شد و بنى اميه منفور و مورد غضب مسلمين واقع شدند و علنا يزيد را لعن مىكردند و يزيد با گفتار خود خواست مباهات و فخريه نمايد و بر خود عيد و جشنى قرار دهد قتل حسين را و عليا مخدره بقدري او را كوچك و حقير شمرد و او را در نظر مردم پست كرد كه بعضى گريان و بعضى خجلان و شرمنده شدند يزيد چاره نديد جز اينكه قتل حسين را از خود دفع دهد و پنبه او را بابن زياد بچسباند و در مجلس صريحا گفت خدا لعنت كند پسر مرجانه را من بقتل حسين راضى نبودم ابن زياد عجلت كرد و او را بقتل رسانيد ولى اين سخن در نفوس مردم تاثير نكرد و شام و ممالك مسلمين نسبت به يزيد عوض شد و روز به روز مظلوميت حضرت حسين بيشتر آشكار مىگرديد و بيشتر محبوب قلوب مسلمين مىگرديد و توجه مردم به اولاد على زيادتر مىشد بالاخره كار به جائى كشيد كه دودمان يزيد مثل پشم‌زده كه باد تندى به او بوزد به كلى نيست و نابود گرديدند . سيد مهدى ابن سيد داود حلى
قد اسروا من خصها بآية * التطهير رب العرش فى كتابه ان البست فى الاسر ثوب ذلة * تجملت للعز فى اثوابه ما خطبت الاراوا لسانها * امضي من الصمصام في خطابه
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 184 | شيخ ذبيح الله محلاتى