تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
نمايد و آبى بر آتش دل و سينه برافشاند از راه ديگر و عذري آخر آن مخدره را چنين پاسخ گفت .
يا صيحة تحمد من صوائح * ما اهون الموت على النواحى
خواست از اين شعر باز نمايد كه اگر حضرت زينب اين كلمات بگويد از اين راهست كه مصيبت‌زده است و صيحه و ناله براى زنان مصيبت‌زده ممدوح است و بسى آسان است مردن براى زنان نوحه‌كننده كه از فرط مصيبت چيزى مىگويند و نيز توان معنى چنين باشد كه آن خبيث از روى جهل و غرور و خمار و سرور از اين صيحه و ندبه خورسند و شاد خاطر بوده است و در گوش وى چون نواى ساز و طنبور مىخوانده است . و بروايت صاحب احتجاج بعد از انجام خطبه شريفه ديگرباره بفرمان آن نابكار اهل بيت اطهار را بجاى خود برگردانيدند ولى يزيد ديد مجلس عوض شد و حال سرور ابدا براى كسى باقى نماند جالسين مجلس با چشم گريان پراكنده شدند از حرم‌سراى يزيد ناله‌كننده‌اى همىگفت وا حسيناه يا قتيل اولاد الادعياء يزيد چون مار سر و دم كوفته نمىدانست از چه راه خود را نجات بدهد .

در اينكه اين خطبه كرامت بزرگى است از حضر زينب ( ع )

هرگاه كسى بلطايف كلام و دقايق و كنايات و استعارات عربيه به نيروى ذوق سليم و سليقه مستقيم دانا باشد آنگاه نظر در اين خطبه شريفه نمايد چون آفتاب نيمروز بر او روشن خواهد شد كه علم و معرفت صديقهء صغرى زينب كبري اكتسابى نيست بلكه مانند علوم انبياء و اوصياء لدنى است چه آنكه اين خطبه را بر طريق ارتجال بدون تقدم فكر و رويت محال مىنمايد كه از افراد خليقت سر بزند مگر كسى كه مقام عصمت را دارا باشد يا كسى كه قريب بأن مقام و رتبت باشد و نفس نورانيت عليا مخدره زينب چنان بر نفس نكوهيدهء يزيد در حال خطبه خوندن غلبه نمود كه در بالاى تخت خود كوچك‌ترين حركتى نشان نداد تا اينكه آن مخدره تا حدى كه مىخواست و