بالوحى و الكتاب و النبوة و الانتخاب لا تدرك امدنا و لا تبلغ غايتنا و لا تمحوا ذكرنا و لا تميت وحينا و لا يرحض « 1 » عنك عارها و هل رأيك الافند « 2 » و ايامك الاعدد و جمعك الابدد « 3 » يوم يناد المنادي الا لعن الله الظالمين العادي و الحمد لله الذي ختم لاولنا بالسعادة و للرحمة و لآخرنا بالشهادة و المغفرة و بلوغ الارادة و نقلهم الى الرحمة و الرأفة و الرضوان و نسأله ان يكمل بهم الاجر و يجزل لهم الثواب و الذخر و نسأله حسن الخلافة و جميل الانابة انه رحيم ودود و حسبنا الله و نعم الوكيل .
. . . . . . . . . .
شرح
شستن نتوانى همانا جز راى سست و عقلى ناتندرست و ايامى قليل و جمع پراكنده و ذليل و آن جمله همه ناچيز خواهد شد و در آن روز كه خداوند عزيز منادي ندا كند كه لعنت خدا بر ستمكاران است پس حمد خداى راست كه درباره اوليائش بسعادت حكم راند و خاتمه امور آنان را ببلوغ مراد قرين فرمايد و ايشان را بمقامات رحمت و رأفت و مغفرت و رضوان نقل فرمايد و سؤال من از درگاه باري اين است كه اجر آنها را كامل و ثواب ايشان را جزيل و ذخيرهء جميل به آنان بخشد و حسن خلافت و جميل انابت را از حضرتش مسئلت مىنمايم بهدرستى كه اوست رحيم و ودود و حسبنا اللّه و نعم الوكيل خطبه شريفه تا به اينجا پايان يافت )
چون يزيد اين نوع فصاحت و بلاغت و اشارات و كنايات و احتجاجات را از حضرت صديقه صغرى بديد و اين خطبه كه رخنه در آفاق ارضين و سماوات مىنمايد بشنيد و مانند شخص مستبسع خيره گرديد و از اين كلمات درشت و عبارات دهشت سمات كه از قوارع بلايا و مقارع منايا و دندان افعى و نيش مار گزندهتر بود بشنيد درونش از نيران عدوان آكندهتر گشت و از هول و بيم نمىتوانست آن حضرت را دچار رنج و زحمتى
هامش
جهد بمعنى توانائى و كوشش بضم و فتح هر دو آمده است و بمعنى رنج و تعب نيز آمده است
( 1 ) رحض از باب منع يعنى شست آن را
( 2 ) فند بفتح اولين و دال مهمله بمعني سستى راى و دروغ گفتن و خرف شدن آمده است
( 3 ) بدد بفتح اولين و دال مهمله و منه بدد اللّه عظامه اى فرق اللّه عظامه .