تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
اين حسين است كه بر نوك سنان چون خورشيد * سر پرنور وىيش نصب بهرجا گرديد منم آن خواهر خونين جگرش زينب زار * كه به همراهى اين سر بروم ليل و نهار

منزل يسجر

و نيز در بحر المصائب گويد و العهدة عليه كه چون عيال اللّه به منزل يسجر رسيدند پير و جوان بزرك و كوچك اتفاق كردند كه با آن قوم شقاوت شعار قتال نمايند شمشيرها كشيدند و بسوى آنها دويدند در آن ميانه زنى كهن‌سال بر خولى حمله نمود كه حامل سر مطهر حضرت سيد الشهداء بود و نيزئى كه بدست آن ملعون بود به دونيمه كرد و سر مباك را كه چون آفتاب درخشان بود در لمعان در بغل آورد و همچنين بر سروصورت نهاده بناليد و ديگر زنان با آن زن كهن‌سال بجهاد بيرون شدند و جماعتى از آن مخذولان را تباه نمودند شمر فرياد كشيد هان اى لشكر بكوشيد كه اين سر از دست ندهيد آن جماعت با شمشيرها اطراف آن زن را پر زدند پيره‌زن خروش برآورد و اهل بيت عصمت از آن حالت مصيبت آنها تازه گرديد عليا مخدره زينب از مشاهدهء انحال همى بر سر مىزد و ناله مىكرد و فرمود اى زن صالحه همانا ديرگاهى است كه بر ديدار برادرم لب نسوده‌ام محض خاطر مادرم فاطمه زهرا ع از جانب من ديدهاى آن نور ديدهء مصطفى را ببوس از اين سخن جناب زينب خاتون شور و غلغله در آن دشت بيفتاد . اقول ايشان در اين نقل متفرد باشند ظاهرا .

منزل عسقلان

و نيز در بحر المصائب آورده است كه چون اهل بيت اطهار بعسقلان رسيدند روزى هوا چنان گرم شد كه مرغ و ماهى گداخته مىگرديد اتفاقا يك دختر از ايشان بزارى بر پاى درخت خارى رفت و در ميانه او ساكن شد چون روز از نيمه بگذشت بارها بربسته‌اند و برفته‌اند و آن دختر بجا ماند چون مقداري طى كردند