جاى داده بودند امام زين العابدين بسايه خيمه يكى از لشكريان بعضى گفتهاند خيمه حصين ابن نمير بود چون آن حضرت بسايه خيمه آن ملعون رسيد بيرون تاخت و آن حضرت را با تازيانه مانع شد و اطفال اهل بيت از سوز عطش فرياد برآوردند عليا مخدره زينب يكى را نزد آن مسگدازان فرستاد تا مقدارى آب تحصيل نمايد آن جماعت براى خوشنودى يزيد اجابت نكردند و آن زن حامله از شدت تعب و رنج و محنت و عطش طفل خود را سقط كرد چون عليا مخدره زينب اين بديد به حضرت خداوند متعال بناليد كه از چه بر چنين مردم بلا نازل نمىشود در ساعت برقي بزد و آن جماعت را بسوخت -
مجارى حال عليا مخدره زينب هنگام ورود بشام
در ناسخ گويد آن مردم شقاوت پيشه به چهار فرسنگى دمشق كه رسيدند اهل بيت را فرود آورند و بشارت بيزيد فرستادند و زمان ورود به شهر را درخواست نمودند آن پليد به ترتيبى كه خود مىخواست روزى را مشخص ساخت پس اهل بيت را سوار كرده بجانب شهر شام روان شدند و مردم شام با تمام ازدحام و احتشام و آلات لهو و لعب و خنده و سرور و فسق و فجور بديدار آن برگزيدگان خداوند غيور شتاب گرفتهاند و مكشوف باد كه روز ورود ايشان بشام على التحقيق معلوم نيست ( در كامل بهائي ) مىنويسد كه اهل بيت عليهم السلام روز شانزدهم ربيع الاول وارد شهر شام شدند و اين سخن به صحت اقرب است و قابل قبول است و مؤيد تقرير صاحب ناسخ التواريخ اسب كه مىفرمايد موافق روايات صحيحه آن است كه اهل بيت روز يازدهم محرم از كربلا بكوفه رهسپار شدند و ابن زياد اين خبر وحشت اثر را در چهاردهم محرم بهسوى شام و اطراف بلاد منتشر ساخت و در اواخر محرم اين خبر بشام رسيد و بعد از شانزده روز خبر بكوفه رسيد كه اهل بيت را بجانب شام بفرست پس ابن زياد تهيه سفر آنها را تا سه روز ديد و ايشان را از كوفه بيرون فرستاد روز هيجدهم صفر به زمين كربلا رسانيدند خود را و روز بيستم صفر كه اربعين آن حضرت باشد در آنجا ماندند