مجارى حال آن مخدره در طريق شام
مشهور بين ارباب تواريخ اين است كه چون عيال اللّه بكوفه رسيدند ابن زياد نامه بيزيد نوشت و حالات اهل بيت اطهار را در آن نامه درج كرد يزيد در كا ايشان مشورت كرد و در احضار ايشان يكدل و يكجهت گرديد و ابن زياد را نامه كرد كه اهل بيت را با رئوس شهداء و احمال و اثقال ايشان بجانب شام حمل ده و آنچه مقصود داشت در نامه درج كرد ابن زياد تهيهء اهل بيت را ديده پس روانه نمود آنها را بسوى شام .
مرحوم فرهاد ميرزا در صمصام مىنويسد كه چون عيالات وارد كوفه شذند آنها را در جايى محبوس كردند روزى سنگى از خارج زندان بديشان افكندند بر او نوشتهاى بربسته بر اين مضمون كه ابن زباد درباره شما نزد يزيد فرستاده و فلان روز بازمىگردد اگر روز ميعاد آواز تكبير شنيديد البتّه شما را خواهد كشت چون چند روز بر اين گذشت باز سنگى را مكتوبي بربسته بر ايشان انداختهاند مفاد آنكه بوصول بريد سه روز بيش نمانده بايد وصاياي خود بگذاريد .
و صاحب رياض الاحزان از كتاب كامل مسطور مىدارد كه حضرت امام زين العابدين و زنان اهل بيت را بر مركبهاى خودشان و شتران خاصهء ايشان سوار كردند و بسوى شام رهسپار شدند
چه نهب و غارت در اموال ايشان بود نه بدواب و شتران ايشان بلكه آن جمله را از بهر ايشان بجاى گذاشتهاند بالجمله مردم دقيق خردمند غيور اين حالت كربت و غربت و مصيبت و بليت اهل بيت عليهم السلام را هنگام حركت از كوفه بنگرند و در ميزان انديشه بسنجند مكشوف مىدارند كه حضرت زينب ( ع ) چه حالت داشته است از يكسو اسيرى حجت خداى با آن رنج بيمارى و تعب از يك طرف زارى و ناله زنان دربهدر و اطفال بىپدر از يك طرف بىرحمى دشمنان بدسير از يك طرف كه از