تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
همه سخت‌تر و شديدتر شماتت اعدا در شهرى كه مدتى پدر بزرگوارش با آن شان و مقام سلطنت ظاهرى و باطنى داشت از يك طرف ضرب كعب نيزه‌ها و تازيانه‌ها خداى دانا است كه هنگام حركت بأن بانوى عصمت چه گذشت كه آن جماعت كافركيش يك‌مرتبه بدر آن خرابه جمع آمدند مكمل و مسلح و آن مسجد خرابه را احاطه كردند در آن حال از همهمه سواران و مردم كارزار اهل بيت در بيم و حراسى بزرگ افتادند اطفال خردسال بدامن زنان و اذيال بزرگان مىآويختند و سخت لرزان و پريشان شدند و همى ناله و زارى مىكردند و آن مردم بىباك اهل بيت خواجه لولاك را چون اسراي كفار بر مركبها برنشاندند و از كوفه حركت دادند . * * * در مقتل ابى مخنف گويد چون بقادسيه رسيدند فرود آمدند در آن حال عليا مخدره زينب اين اشعار قرائت كرد
ماتت رجالى و افنى الدهر ساداتى * و زادنى حسرات بعد لوعاتى صالوا للئام علينا بعد ما علموا * انا نبات رسول للهدايات يسيرونا على الاقتاب عارية * كاننا بينهم بعض الغنيمات عز عليك رسول اللّه ما صنعوا * باهل بيتك يا نور البريات
* * *
همىگفتا عجب بشكست بالم * خداوندا تو آگاهى ز حالم شمارم درد دل را گر من زار * رسد گفتار تا روز شمارم اگر اى آسمان اين‌سان بگردى * ترا سوزاند آه چون شرارم گريبان اجل را دست‌رس نيست * كه تا دامن از اين محنت بدرم من و اين راه دور اين عيالات * بر اين محنت چسان طاقت بيارم من و اين عابد بيمار دلخون * من و اين طفلكان اشگ‌بارم من و اشتر سوارى در بيابان * به‌سوى شام محنت ره سپارم خدايا راضيم بر آنچه خواهى * به‌سختى صابرم تا جان سپارم