تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
و بروايت بحر المصائب ديگرباره زينب روى بابن زياد آورده فرمود يا ابن زياد فقد جئت شيئا ادا و اتيت امرا عجيبا و خطبا غريبا فمع ذلك كيف تتوقع الراحة فى دار الدنيا هيهات هيهات انت سكران مغرور و مفتون بمال الدنيا و جلال‌ها و تلك السلطنة تزول عن قريب و لا تعيش بعد ذلك ابدا و لا ترى وجه الاستراحة هل تعلم ما فعلت بعترة الاطهار و اولاد الاخيار فمع ذلك تتفاخر بقتلهم و لا تنال نيلك و مقصودك و قد فعلت امرا يبقى عاره عليك ابد الدهر . در بحر المصائب گويد پس از اين كلمات ابن زياد گفت مرا از اين جماعت خلاص كنيد و ايشان را ازين مجلس بيرون بريد و بفلان سراى كه در جنب مسجد جامع است منزل دهيد پس عوانان ابن زياد ايشان را در همان مكان كه فرمان داده بود در آوردند و مردم را از مراوده با ايشان منع نمودند و كسى از ترس ابن زياد جرئت نداشت كه بنزد ايشان رود . و در بحار مىفرمايد فادخلوهم فى بيت عند مسجد الجامع فقالت زينب لا يدخلن علينا عربية الا ام ولد او مملوكة فانهن سبين كما سبينا اكنون ناظر به اين اخبار جلالت آن مظلومه و قدر او را اندكى پى مىبرد كه آن مخدره از به دو خروج از كربلا تا ورود بكوفه و درآمدن بمجلس ابن زياد و مقاسات آن بليات كه گوهر آگاه ساختى و سنك را آب نمودى و ماهى را به دريا كباب و سماوات و سماواتيان را متزلزل داشتى هرگز جز با كمال جلالت و قوت قلب و حفظ مراتب خاندان رسالت كار نكردى و هرگز سخنى از در تملق و چاپلوسى نفرمودى و در هيچ حال قبول ذلت ننمودى و هيچ هنگام كلامى كه شائبهء ناشكرى را آشنا باشد بر زبان نياوردى و همى اثبات بطلان معاندان و تبيين حق آل محمد بنمودى و بيشتر نيشتر خونين بر جگر دشمنان ميخلايندى .