نكنم و چگونه بر اين مصيبت شكيبائى گيرم و حال آنكه مىمينگرم پدر خود و سيد خود را با برادران و اعمام و عمزادگان خود و اهل و عشيرت خود را در اين بيابان در خون خود آغشته و عريان و بىكفن افتاده هيچكس بر ايشان مهربان و نگران نمىشود چنان پندارند كه ايشان از مردم كفار ديلم و خزرند عمهام گفت اى يادگار برادر جزع و ناله مكن سوگند با خداى كه اين عهد رسول خداى با جد و پدر و عم تو است همانا خداوند در اين امت از جماعتى پيمان بستند و ايشان را فراعنهء زمان نشناسند لكن در نزد اهل آسمانها و فرشتگان معروفند و ايشانند كه اين اعضاى مقطعه را فراهم بياورند و مىپوشانند اين اعضاى خونآلود و جسدهاى پاره پاره را دفن مىنمايند در ارض طف و بر قبر پدرت سيد الشهداء عليه السّلام علامتى نصب مىكنند كه در كرور ليالى و ايام محو و مطموس نخواهد گشت و چند كه سلاطين كفره و عتات ضلالت در انطماس و اندراس آن رنج برند آثار و علامات آن متظاهر خواهد گشت و علو منزلت و مكانت آن بالا خواهد گرفت .
پس حديث ام ايمن را كه در سابق مذكور شد مفصلا آن بانوى عظمى زينب كبرى در آن منظرهء جگر شكاف براى حضرت سيد سجاد عليه السلام نقل مىكند و از اين حديث ام ايمن رفعت مقام و قوت قلب عليا مخدره معلوم مىشود كه در چنين مقامى كه آن مخدره نظر بنمايد برادران و فرزندان و بني اعمام را بىسر و در ميان خون شناور بنگرد بااينحال چنان التفات بجوانب دارد كه عقول را حيران كرده چگونه تصور مىتوان كرد كه يك زن ستمديده در يك موقفى واقع بشود درحالىكه اسير و دستگير و از يك طرف اطفال پدركشته دربهدر از يك طرف زنان اسير خونجگر بىساتر و حجاب غارت شده با كعب نيزهء آنها را مىرانند از يك طرف عليل بيمار با غل و زنجير پا ها به زير شكم شتر بسته از يك طرف نظر مىكند شش برادر خود را بىسر در ميان خاك و خون آغشته و همچنين دو جوان و برادرزادگان و بنى اعمام همه به مثل شاخهاى ريحان قلم قلم روى هم ريخته از يك طرف لشكر دشمن با كمال بىرحمى و سنگدلى بانها معامله مىكنند به خدا قسم گمان نمىبرم كه شجاعترين مردان روزكار در چنين موقفى خود را
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 127
مساهمون: شيخ ذبيح الله محلاتى
ص١٢٧