تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
اى مير كاروان كه آرام نيست خيز * ما را به بر به منزل مقصود و خوش بخواب من يك‌تن ضعيفم و يك كاروان اسير * اين خلق بىحميت و دهرى پرانقلاب از آفتاب پوشمشان ياز چشم خلق * ز اندوه دل نشانمشان ياز اضطراب زين العباد را به دو آتش كباب بين * سوز تب از درون برون سوز آفتاب گر دل بفرقت تو نهم كو شكيب و صبر * گر بىتو رو بشام كنم كو توان و تاب دستم ز چاره كوته و راه دراز پيش * نه عمر من تمام شود نه جهان خراب
شيخ على شيخ العرافين در معراج المحبة
چه آهنك سوارى كرد بانو * همايون چرخ را بشكست زانو چه بر مقتل رسيدند آن اسيران * بهم پيوست نيسان و حزيران يكى مويه‌كنان كشتى به فرزند * يكى شد موكنان بر سوك دلبند يكى از خون به صورت غاره مىكرد * يكى داغ على را تازه مىكرد بسوى گلرخان سرو قامت * به پا گرديد غوغاى قيامت نظر افكند چون دخت پيمبر * بنور ديدهء ساقى كوثر بنا كه نالهء هذا اخى زد * بجان خلد نار دوزخى زد به بر بگرفت خونين پيكر او * دهان بگذاشت بر جاى سر او دل اندر سينه‌اش خون شد ز كارش * نمود از چشمهء چشمش تراوش ترا طاقت نباشد از شنيدن * شنيدن كى بود مانند ديدن
جودى خراسانى
برادر از چه به خاك اوفتاده پيكر تو * سرت چه شد به فداى سر تو خواهر تو ز جاى خيز برادر به دستگيرى من * مگر ترا خبرى نيست از اسيرى من ز جاى خيز نگاهى به حال خواهر كن * براى زينب غم‌ديده فكر معجر كن ز جاى خيز برادر بخاطر دل من * بسوى شام روانم به بند محمل من