تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
* * *
رفتيم ماند داغ فراق تو بر دلم * دل داند و خداى ازين درد مشگلم از ياد حلق تشنهء تو در لب فرات * ماء معين بكام بود زهر قاتلم پروانه‌وار سوخت دلم ز آه شعله بار * تا شد سر بريدهء تو شمع محفلم اين درد با كه گويم و اين غم كجا برم * كامد بخنده قاتل تو در مقابلم من زينبم كه سلسله‌ئى را بدم عزيز * اينك ميان سلسلها در سلاسلم آنم كه داشت سايه‌ام از مهر اجتناب * اينك ز آستين شده بر چهره حايلم اكنون‌كه مىبرند سوي كوفه تا بشام * آيد كدام گوشهء ويرانه منزلم
و له ايضا
گفت اى به خون طپيده چه شد راس انورت * خاك سيه چرا شده بالين و بسترت جسمت ز نوك تير مشبك چرا بود * صد چاك اوفتاده ز چه جسم انورت لب‌تشنه از چه جان به سپردى مگر نبود * شط فرات موج‌زنان در برابرت تو شهريار عالم امكانى و چرا * تخت تو چوب نيزهء و پيكان شد افسرت برخيز و فكر بىكفنان كن كه از جفا * نه جسم قاسمت شده مدفون نه اكبرت بردند معجر از سر من در حضور تو * آخر برادرا بنگر حال خواهرت
وصال شيرازى
آه از دمى كه با دل محزون داغدار * كردند خيمه سوختگان را شترسوار رفته قريشيان همه در پنجه گلاب * دربند مانده هاشميان با دل فكار از تحفهء حجاز براى امير شام * بسته بريسمان چه گهرهاى شاهوار كفار كوفه بين كه سوى شام مىكشند * سالار مكه را چه اسيران زنگبار اطفال پابرهنه زنان گشاده موى * خورشيدوار شهرهء هر شهر و هر ديار شب نانشان نواله ز لخت‌جگر تمام * روز ايشان حواله بچشمان اشكبار