تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
حاجى سليمان صباحي كاشاني گويد
چون راهشان بمعركه كربلا فتاد * گردون بفكر شورش روز جز افتاد اعضاى چرخ منتظم از يكديگر گسيخت * اجزاى خاك منتظم از هم جدا فتاد تابان به نيزه رفت سر سروران دين * جمازهاى پردكيان از قفا فتاد از تند باد حادثه ديدند هر طرف * سروي ز پا درآمد و نخلى ز پا فتاد مانده به هر طرف نگران چشم حسرتى * در جستجوى كشته خود تا كجا فتاد ناگه نگاه پردكى حجلهء بتول * با پارهء تن على مرتضى فتاد بىخود كشيد نالهء هذا اخى چنان * كز ناله‌اش بگنبد گردون صدا فتاد پس كرد رو به يثرب از دل كشيد آه * نالان بگريه گفت ببين يا محمداه اين رفته سر به نيزهء اعدا حسين تو است * وين مانده بر زمين تن تنها حسين تو است اين آهوى حرم كه تن پاره پاره‌اش * در خون كشيده دامن صحرا حسين تو است اين مهر منكسف كه غبار مصيبتش * تاريك كرده چشم مسيحا حسين تو است اين سر بريده از ستم زال روزگار * كز ياد برده ماتم يحيى حسين تو است اين لاله‌گون عمامه كه در خلد بهر آن * معجر كبود ساخته زهرا حسين تو است اندك چه كرد دل تهى از شكوه با رسول * گيسو گشود و ديده سوي مرقد بتول كى بانوى بهشت بيا حال ما ببين * ما را به صد هزار بلا مبتلا ببين در انتظار وعدهء محشر چو مانده‌اى * بگذر بما و شور قيامت به پا بين بنگر به حال زار جوانان هاشمى * مردانشان شهيد و زنان در عزا ببين آن گلبنى كه از دم روح الامين شگفت * خشك از سموم حادثهء كربلا ببين وان سينه‌اى كه مخزن علم رسول بود * از شصت كين نشانهء تير جفا ببين وان گردنى كه داشت حمايل ز دست تو * چون بسملش بريده به تيغ از قفا ببين