جلوگيرى عليا مخدرة زينب ( ع ) از قتل سيد سجاد عليه السّلام
مرحوم شيخ عباس قمى در كتاب نفس المهموم از اخبار الدول قرمانى نقل مىفرمايد ( قال و هم شمر عليه ما يستحقه بقتل على اصغر و هو مريض فخرجت زينب بنت على بن ابى طالب عليه السّلام و قالت و اللّه لا يقتل حتى اقتل فكف عنه ) على اصغر همان امام زين العابدين است كه مريض بود شمر به قصد قتل او كمر بست عليا مخدره فرمود كشته نخواهد شد تا من كشته نشوم پس شمر دست بازداشت
و از روضة الصفا نقل مىكند كه حميد بن مسلم گويد من باتفاق شمر بن ذى الجوشن بخيمهء على ابن الحسين درآمديم و آن حضرت بر بستر ناتوانى بخفته بود گروهى گفتند آيا اين بيمار را زنده خواهيم گذاشت من گفتم سبحان اللّه آيا شما كودكان را مىكشيد با اين كودك بيمار چه كار داريد بسيار گفتم تا شر ايشان را بگردانيدم و نطعى در زير پاى زين العابدين بود بكشيدند و ببردند و آن حضرت را بروي زمين افكندند ) و بعضى گفتند شمر گفت عبيد اللّه بن زياد فرمان كرده است كه يك نفر از اولاد حسين را زنده نگذاريد اين وقت عمر سعد برسيد زنان اهل بيت به روى او صيحه زدند و سخت به گريستند عمر سعد فرمان داد كه كس بخيمهء زنان داخل نشود و كسى آن جوان بيمار را تعرض نكند و هيچكس از اين خيام بيرون نشود اهل بيت فرمودند حكم كن آنچه از ما بردهاند مسترد دارند تا بتوانيم سر و روى خود را از نامحرمان بپوشانيم لشكر را گفت هركس آنچه بنهب مأخوذ داشته مسترد دارد و كسى امتثال فرمان او نكرد و چيزى مسترد نساختند .
شيخ على شفهينى ره گويد
لهفى لآلك يا رسول اللّه فى * ايدى الطغاة نوائحا و بواك
ما بين نادبة و بين مروعة * فى اسر كل معاند افاك