تاللّه لا انساك زينب و العدي * قسرا تجاذب عنك فضل رداك
بالطف حاسرة القناع سليبة * القرطين عز على اخيك عزاك
لم انس لا و للّه وجهك إذ هوت * بالردن ساترة له يمناك
حتى اذا هموا بسلبك صحت * باسم ابيك و استصرخت ثم اخاك
* * * شيخ العراقين گويد
شدندى داغداران پيمبر * درون خيمه سوزيدن ز اخگر
شفابخش مريض آن شاه بيمار * غم قتل پدر بودش پرستار
به پا شد از جفا و جور امت * قيامت بر شفيعان قيامت
غنوده شير حق در بيشهء خاك * دل علم لدنّى گشته صد چاك
ز جمّال و حكايتهاى جمّال * زبان صد چه من ببريدهء لال
ز انگشت ز انگشتر كه بودش * بود دور از ادب گفت و شنودش
هيچ آفريدهاى نتواند تصور كند كه شب يازدهم محرم چه گذشت به آن بانوى عصمت و چگونه طاقت آورد و چگونه آن شب را صبح نمود با يكمشت پردكيان آل عصمت كه بىپرده خيمها سوخته اموالها غارت شده اداره كردن عيال اسير و اطفال پدر كشته و مراقبت ايتام رقيق القلب گرسنه و تشنه راستى اين مطلب از عهدهء مردان بزرگ هم خارج است چه جاى يك زن داغديده محنت كشيده برادر كشته البتّه اين صبر و تحمل از ايمان ثابت و تربيت نيكو و عقيدهء راسخ بوده و الا زن نمىتواند با اين مشكلات روبرو بشود و خود را نبازد البتّه اين مقام و توفيق چنين صبر و تحمل جز با روابط مبادى عاليه آسمانى ممكن نخواهد بود .
عبور عليا مخدره زينب ( ع ) بقتلگاه و آمدن او ببالين فاطمة بنت الحسين
در ناسخ گويد كه فاطمه بنت الحسين مىفرمايد من به باب خيمه ايستاده بودم و آن لشكر بيشمار را نظاره مىكردم كه اسب بر آن ابدان طيبهء شهداء مىتازند