تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
و قال ابن نما فى ميثر الاحزان ثم اشتغلوا بنهب عيال الحسين عليه السّلام و نسائه حتى تسلب المرأة مقنعتها من راسها و خاتمها من اصبعها و قرطها من اذنها و حجلها من رجلها الى ان قال فاذابت القلوب القاسية و هدت الجبال الراسية ملك‌الشعراء سيد مظفر عليخان
خيام شاه شد غارت ز بيداد * چرا اين خيمهء گردون نيفتاد ميان خيمه كه گشتند داخل * برهنه تيغها و كينه در دل در آن خانه كه ازبس جاه رفعت * نشد داخل ملائك بىاجازت سپاه اشقيا بىرخصت آمد * پى تاراج بهر غارت آمد رداهاى زنان از سر كشيدند * ز گوش كودكان گوهر كشيدند
و در مقتل منسوب بابى مخنف از زينب دختر امير المؤمنين حديث كند كه فرمود گاهى كه عمر سعد بنهب و غارت اهل بيت فرمان داد من بر باب خيمه ايستاده بودم مردى ازرق العين درآمد و آنچه در خيمه بود برگرفت و زين العابدين را نگريست كه رنجور و عليل بر نطعى افتاده بود پيش شد و آن نطع را از زير قدم مباركش بكشيد و آن حضرت را درافكند و بنزد من آمد و گوشواره از گوش من مىكشيد و مىگريست گفتم اين گريه چيست گفت بر شما اهل بيت مىگريم كه در چنين مهلكه درافتاديد زينب را كردار و گفتار او بخشم آورد فرمود قطع اللّه يديك و رجليك و احرقك بنار الدنيا قبل نار الآخرة خداوند هر دو دست و پاى ترا بسوزاند قبل از آتش آخرت و روزى كه آن ملعون بدست مختار افتاد از دهشت و خوف كردار و گفتار خود را با عليا مخدره زينب مكشوف داشت مختار گفت دعاى آن مظلومه مستجاب گرديده فرمان كرد تا دستها و پاهاى او را بريدند و جيفه او را به آتش سوزاندند