نقاب روشن حجاب عصمت * سواد مويش كتاب عصمت
شود كى احصا حساب عصمت * اگر نويسم هزار طغرا
نجات اندر ولاي زهراست * بهشت كمتر عطاى زهراست
به هل اتايش ستوده داور * ز إنّمايش بفرق افسر
صفاى ايمان ضياى آئين * طراز يس وقار طه
بصدر رفعت نشسته زهراست * برات رحمت بدست زهراست
بدشمنانش سقر معين * بدوستانش جنان مهيّا
چه در جهانش نبود همسر * خدايش آورد به عقد حيدر
وكيل جبريل بنىاش شاهد * خداش عاقد بعرش اعلا
فلك منور ز نور زهراست * بهشت دار سرور زهراست
جهان صراط عبور زهرا است * كه دل نبسته بمال دنيا
به ليف خرما بديش بالين * ز پوست تختى بديش تزيين
بلقمه نانى بدش تحمل * ز جرعه آبى بدش شكيبا
ز بار محنت قدش كمان بود * هماره اشگش برخ روان بود
چه بلبل از غم نواكنان بود * ز درد وداع فراق بابا
زدند آتش بخانهء وى * حيا نكردند ز رويش اصلا
شكسته پهلو ز صدمهء در * شكسته بازو ز قوم كافر
شده است نيلى ز ضرب سيلى * رخ چو ماهش ز جور اعدا
فغان كه احمد به خاك پنهان * عدو بمنبر نشسته شادان
على نشسته بكنج عزلت * سرشك افشان دو چشم زهرا
( تمام شد )