اثر طبع مالك اذمة النظم و النثر ميرزا محمد باقر جوهرى القزوينى الهروى
الاصفهانى المتوفى و المدفن سنه 1240 صاحب طوفان البكاء در جلد اول پارهء از اشعار او را ضبط كرديم در اينجا هم اين قصيده مولوديهء زهراء را از ايشان ياد مىكنيم .
برده دلم را ز برم دلبرى * كز غم او گشتهام از دل برى
ديدهء ايام ندارد نشان * مهر چنين در فلك دلبرى
شمس و قمر داده برخسار او * خط كنيزى رقم نوكرى
كس نشنيده است كه جنس بشر * به ز ملك باشد حور و پرى
خدا گواه است كه دارد بسى * دلبر من بر همهكس برترى
در برم آمد شبى آن دلنواز * با قد چون سرو رخ انورى
گفت ز جا خيز كه امشب گرفت * عالم ايجاد ز نو زيورى
خيز بده مژده كه بر روى خلق * باز شد از روضه رضوان درى
خيز بده مژده كه شد آشكار * از پس اين پرده مه ديگرى
خيز بده مژده كه آمد پديد * از فلك مجد و علا اخترى
داد خداوند بختم رسل * از كرم خويش يكى دخترى
گوهر درياى نبوت كه كرد * در صدف عصمت خود گوهرى
داد خدا بر همهء انبياء * اين زن را رتبهء بالاترى
حضرت زهرا كه به خاك درش * زهره شد از چرخ برين مشترى
گر پدرش خاتم و او زن نبود * بود يقين لائق پيغمبرى
دختر و هرگز نشنيده كسى * بر پدر خويش كند مادرى
خواست خدا تا كه تجلى كند * در بشري با صفت داورى
داد ظهور آن گهر تابناك * تا كند او را بجهان مظهرى