و اطعامى فرمود چون رسول خدا از جهان بيرون شد آن عطيه بايستى در دست كسى باشد كه بجاى او نشيند من امروز خليفتى يافتم و بجاى او نشستم و آن مال بهركس از مسلمانان سزا دانم مىرسانم فاطمه گفت تو دانى و آنچه از رسول خدا شنيدى ابن ابى الحديد بعد از نقل اين كلام گويد كه مرا تعجب فرومىگيرد از اين حديث زيراكه فاطمه فرمود تو وارث رسول خدائى يا اهل او ابو بكر گفت اهل او پس ابو بكر تصريح كرد كه رسول خدا ارث مىگذارد و آن ارث مخصوص اهل بيت او است و بعد كه مىگويد پيغمبر فرموده ما ارث نمىگذاريم اين تناقض است بالجمله اين « 1 » خبر بفاطمه بردند خشمناك شد چادر عصمت بر سر كرد و در مقنعه و جلباب خويش محفوف گشت زنان بنى هاشم و خويشاوندان و پيوستگان حاضر شدند و حضرت باتفاق آن زنان طريق مسجد رسول خداى پيش داشتند و فاطمه چنان طى مسافت مىنمود كه گفتى رسول خدا عبور مىدهد وقتى به مسجد آمد كه جماعت مهاجر و انصار از ناليدن او بناليدند و به هاىهاى بگريستند و ابو بكر با جمعى از مهاجر و انصار در مسجد جلوس داشتند فرمان كرد تا پردهاى براى فاطمه بزنند آن مخدره آمد و در عقب پرده بنشست و چنان نالهء جگر خراشى از دل بركشيد كه گويا مسجد را بلرزانيد بانك عويل و نالهء مردم بالا گرفت فاطمه لختى ساكت نشست تا مردم از اضطراب و فزع خاموش شدند لب به حمد و ثناى باري تعالى بگشود ثانيا مردم بىاختيار بناليدند و سخت جزع و زارى كردند و بصداى بلند همىبگريستد دوباره فاطمه خاموش گرديد تا مردم را ناله و خروش اندك شد اين وقت بقرائت خطبهء معروفه بخطبهء فدكيه شروع فرمود و حقير قبل
هامش
( 1 ) روى عبد اللّه بن الحسن المثنى باسناده عن آبائه عليهم السلام انه لما اجمع ابو بكر على منع فاطمه فدكا و بلغها ذلك لاثت ( 1 ) خمارها على رأسها و اشتملت بجلبابها و اقبلت فى لمة ( 2 ) من حفدتها ( 3 ) و نساء قومها و تطأ ذيولها ما تخرم مشيتها مشية رسول اللّه ( ص ) حتى دخلت على ابى بكر و هو فى حشد ( 4 ) من المهاجرين و الانصار و غيرهم فنيطت ( 5 ) دونها ملاءة فجلست ثم انت أنّة اجهش ( 6 ) القوم لها بالبكاء فارتج المجلس ثم امهلت هنيئة ( 7 ) حتى اذا سكن نشيج القوم و هدئت فورتهم ( 8 ) افتتحت الكلام به حمد اللّه و الثناء عليه و الصلاة على رسول الله فعاد القوم فى بكائهم فلما امسكوا عادت فى كلامها
( 1 ) لات اى شد و ربط يعنى چادر بر سر كرد ( 2 ) لمة بضم لام و تخفيف ميم الجماعة ( 3 ) حفدة بفتحتين اعوان و خدم ( 4 ) حشد بفتحتين الجماعة ( 5 ) نيطت اى علقوا سترا و ملائه بالضم و المد كل ثوب لين رقيق ( 6 ) اجهش فزع الانسان الى غيره و تهيأ للبكاء ( 7 ) هنيه على وزن سميه اى صبر زمانا قليلا ( 8 ) فورتهم اى شدتهم .