بيرون شوند و حيلها بسازند و خصومتها بياغازند تا فدك را از دست تو بيرون كنند آنگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمان كرد تا بزرگان اقوام و معارف اصحاب حاضر شدند و در حضور ايشان حوائط فدك را با هر ملك و مال كه از آن اراضى ماخوذ داشته بود به تسليم فاطمه مقرر فرمود سپس وثيقهاى نگاشت كه فدك با تمامت منافع آن مختص فاطمه و فرزندان او حسن و حسين است اين وقت فاطمه سلام اللّه عليها دست تصرف فراداشت و آن اموال و اثقال كه تعلق به او داشت بر مسلمانان بخش كرد و هر سال باندازهء قوت خويش از فدك مأخوذ مىداشت و آنچه فاضل بود بر مسلمانان قسمت مىفرمود و عمال آن مخدره ضبط فدك مىنمودند تا رسول خدا رحلت نمود .
امر سوم در حدود فدك و منافع آن
ياقوت حموى در معجم البلدان در حرف فاء در ترجمهء فدك گويد : « فدك را چشمهء آب روان و درختهاى خرما بسيار دارد و اين فدك در ملك حجاز واقع است و از مدينهء طيبه تا فدك دو روز مسافت و بعضى سه روز گفتهاند » .
در ناسخ گويد : « اين فدك حصارى چند بود در فرود خيبر اگرچه استحكام و رصانت حصار خيبر را نداشت لكن منافع و خرماستان او افزون از قلاع خيبر بود » .
( و ) در مجمع البحرين گويد امير المؤمنين عليه السّلام حدود فدك را معين فرمودند حد اول عريش مصر حد دوم سيف البحر حد سوم دومة الجندل حد چهارم جبل احد ) و معلوم است كه همهء اين اراضي معموره نبوده ولى در تصرف اهالى فدك بوده كه اگر مىخواستند احياى آن اراضى موات بنمايند حق داشتند و كسرا حق ممانعت نبود .
و قاضى نور اللّه در مجالس المؤمنين از صاحب كتاب ظريف نقل مىكند كه از امام كاظم عليه السّلام حدود فدك را سؤال كردند در جواب فرمود حد اول عريش مصر است حد دوم دومة الجندل و حد ثالث تيما و حد رابع جبل احد از مدينهء طيبه
و نيز در كتاب مذكور مىفرمايد كه روزى هارون الرشيد عرض كرد به موسى بن جعفر عليه السّلام كه فدك را محدود كن تا با تو گذارم كه مىدانم در آن امر ظلم بشما اهل