تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
نكرده باشد ومال كسى را نيز نبرده باشد حد أو آنست كه أو را از آن شهر بيرون كنند واگر آن شخص محارب پيش از گرفتن أو توبه كند حد از أو ساقط مىشود اما اگر مال كسى را برده باشد از أو مىگيرند واگر كسى را جراحت كرده باشد قصاص نيز بر أو لازم است واگر كسى كه سلاح ظاهر كرده است طليع بوده باشد يعنى كسى باشد كه از دشمن خود ترسد وهميشه جهت دفع شر أو با شمشير برهنه گردد أو را حدى نيست چه أو محارب نيست وهمچنين كسى كه مدد محارب كند اما باعث كشتن وايذاى مردمان نشود چه بر أو نيز حدى نيست وسنت است كه بعد از بريدن دست وپاى محارب به روغن زيت داغ كنند فصل سيم در بيان هشت قسم از اقسام حدود وآن حد زنا است وشروط آن هفت است أول آنكه هر يك از زن ومرد بالغ باشند چه طفل را حدى نيست بلكه تعزيرش مىكنند دوم آنكه عاقل باشند چه بقول أقوى بر مجنون حدى نيست سيم آنكه مختار باشند چه بر كسى كه به اكراه أو را بر آن دارند حدى نيست چهارم آنكه آن زنى كه با أو دخول كرده بر آن مرد حرام باشد پس اگر حليله أو باشد حدى ندارد پنجم آنكه آن زن را عقد نكرده باشد يا مالك أو نباشد چه اگر عقد كرده باشد يا مالك أو شده باشد حدى نيست ششم آنكه به آن زن به شبهه دخول نكرده باشد بلكه عالم به تحريم باشد پس اگر به شبهه دخول كرده باشد حدى نيست هفتم آنكه آلت خود را در فرج زن غايب ساخته باشد خواه در قبل أو وخواه در دبر أو وغيبوبت حشفه كافيست پس اگر غيبوبت نشود حد زنا ندارد ودر أول اسلام حد زناى بكر آن بود كه أو را سر زنش مىنموده اند وسخنان درشت به أو مىگفته واگر زنا با غير بكر بوده حبس مخلد مىكرده اند آنگاه نسخ شد واقسام حد زنا هشت است قسم أول رجم كردن يعنى تا كمر در زمين نشاندن وسنگسار كردن واين حد هر يك از مرد جوان آزاد بالغ عاقلى است كه زن مدخوله به عقد صحيح يا ملك داشته باشد وهر صبح وشام أو را رسيدن به آن زن ممكن باشد وهمچنين حد هر يك از زن جوان آزاد بالغ عاقلى است كه شوهر داشته باشد وزنا كند وبعضي از مجتهدين گفته اند كه در اين صورت جمع ميانه صد تازيانه وسنگسار بايد كرد واگر يكى از مرد يا زن شوهر يا زن داشته باشد اين حد تعلق به أو دارد وآن ديگرى حد ديگر دارد چنانچه مذكور خواهد شد وهمچنين است حد زنى كه شوهر