چه اگر در سال قحط طعام بدزدد قطع نيست هشتم آنكه تمام آن مال مال غير دزد باشد چه اگر
مال خود را كه به اجاره داده باشد از مستأجر بدزدد قطع نيست وهمچنين قطع نيست اگر مال مشترك را
يا مال خود را به گمان آنكه مال غير است بدزدد وهمچنين قطع نيست هر گاه پيش از بردن از حرز
يا بعد از بيرون آوردن از حرز وپيش از آنكه به حاكم عرض كنند وحكم به قطع أو كند مالك أو شود به هبه
يا به ميراث يا به خريدن نهم آنكه توهم حليت نباشد پس اگر توهم حليت باشد مثل آنكه كسى توهم
كند كه آنچه برده است ملك اوست واگر چه به مجرد دعوى باشد قطع نيست دهم آنكه آن مال
دزديده از محرمات نباشد پس دزديدن شراب وگوشت خوك باعث قطع نمىشود واگر چه
ميانه أو وجهود مشترك باشد ليكن در اين صورت از جهت جهود غرامت بايد كشيد واگر
سگى را كه قيمت آن ربع مثقال باشد بدزدد مجتهدين را در آن خلاف است أقرب آنست كه سبب
قطع مىشود واگر آلات لهو چون طنبور يا ظروف طلا ونقره را بدزدد به قصد شكستن قطع
نيست واگر به قصد دزديدن بردارد وقيمت آن ربع دينار باشد در آن خلاف است أقرب
آنست كه قطع لازم است واگر مال كافر حربي را بدزدد باعث قطع نمىشود اما اگر مال جهود را كه به شرايط
ذمه باشد بدزدد باعث قطع مىشود يازدهم آنكه آن مال را از حرز بدزدد ومراد به حرز جائى است
كه مال را بواسطة محافظت ونگاهداشتن در آن گذارند وآن مختلف به اختلاف أموال است
پس صندوق مقفل حرز از أو جواهر است ودكان در بسته حرز متاع وغير آن وخانه وباغ
حرز ميوه وطويله حرز چاروا وقبر حرز كفن واگر در دكان گشاده باشد وصاحب دكان نگاه مىكرده
باشد آيا اگر چيزى بدزدد موجب قطع مىشود يا نه ميانه مجتهدين در اين خلاف است ودرخت
حرز ميوه نيست پس اگر ميوه از درخت بدزدد قطع نيست واگر در مسجد را بدزدد يا كفن را
از قبر برآرد قطع لازم است وآيا شرط است كه قيمت آنها ربع يك مثقال باشد يا نه مجتهدين را
در آن خلاف است واگر غير كفن چيزى با ميت در قبر گذارند وكسى آن را بدزدد قطع نيست ودر
دزديدن جامه خانه كعبه معظمه يا پاره از آن مجتهدين را خلاف است واگر چيزى را
از غير حرز چون صحراها وآسياها وراهها ومسجدها بدزدد قطع نيست دوازدهم آنكه
دزد در بيرون آوردن آن متاع از حرز منفرد باشد پس اگر حرز را بشكند وديگرى آن را بيرون آورد
بر هيچكدام قطع نيست سيزدهم آنكه دزد متاع را به نفس خود بيرون برد پس اگر بر چاروائى
بار كند وبيرون آورد يا طفلى را همرا ببرد كه آن را بردارد قطع نيست چهاردهم آنكه دزد
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 417
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٤١٧