به پنهانى به برد چه اگر به ظاهر به قهر وغلبه يا غير آن ببرد قطع نيست ودر دزد مسلمانى وآزادى
وذكوريت وبينائى شرط نيست پس اگر كافرى يا بنده يا زنى يا كورى چيزى بدزدد قطع بر ايشان
لازم است وبعد از آنكه شروط مذكور متحقق شود واجبست بر دزد كه آنچه دزديده همان را
يا مثل آن را يا قيمت آن را اگر تلف شده باشد به صاحبش دهد اما رد كردن مال دزديده
به صاحب آن مانع از قطع دست أو نمىشود وحد أو آنست كه حاكم شرع بعد از ثبوت در مرتبه
أول چهار انگشت دست راست أو را ببرد وكف وانگشت شصت أو بگذارد ودر مرتبه
دوم پاى چپ أو را تا عقب ببرد وعقب را بگذارد ودر مرتبه سيم أو را حبس مخلد كند
ودر مرتبه چهارم اگر دزدى كند مثل آنكه در حبس اگر چيزى بدزدد حاكم أو را مىكشد
وغير حاكم را جايز نيست واگر دست راست دزد بعد از دزدى وپيش از قطع تلف شود يا
شل باشد دست چپ أو را به عوض دست راست أو نمىتوان بريد وسنت است كه دست
وپاى دزد را بعد از بريدن به روغن زيت داغ كنند فصل دوم در بيان قسم
دوم از اقسام حدود وآن بريدن دست راست وپاى چپ يا عكس وكشتن واز حلق كشيدن است
ودر اين حد ميانه مجتهدين خلاف است كه آيا امام ميانه آنها مخير است كه به ترتيب همه را
به فعل آورد يا نه بعضي از مجتهدين به ترتيب قايلند وهمچنين خلاف است در اينكه آيا زنده از
حلق بايد كشيد يا أول بكشد وبعد از آن از حلق بكشد واين حد محارب است ومحارب كسى است
كه در شهر يا در صحرا يا در دريا يا در شب يا در روز به قصد ترسانيدن مسلمانان شمشير
برهنه كند خواه مرد باشد وخواه زن وخواه ضعيف باشد وخواه قوى وخواه از جماعتى
باشد كه گمان برند كه راه مسلمانان مىزنند يا نه وبعضي از مجتهدين اين را مخصوص
مردان ساخته اند وبعضي گفته اند كه اگر كسى را كشته باشد ومال أو را برده باشد دست
راست وپاى چپ أو را بايد بريد آنگاه أو را بايد كشت واگر همين مال برده باشد وكسى را
نكشته باشد دست راست وپاى چپ أو را بايد بريد واز شهر بيرون كرد وچيزى از أو بايد
بريد كه از مصاحبت ومجالست ونكاح كردن با أو اجتناب كنند وأو را از داخل شدن
به بلاد شرك منع نمايند واگر ايشان أو را در بلاد خود جاى دهند قتال كردن با ايشان لازم است
تا آنكه أو را سر دهند واز شهر خود بيرون كنند واگر آنكس را جراحت كرده باشد قصاص
نيز بر أو لازم است واگر اقتصار به كشيدن شمشير وسلاح كرده باشد وكسى را نكشته وجراحت هم
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 418
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٤١٨