بعضي از مجتهدين ششم منع كردن جد پدرى فرزند فرزند را بر قول بعضي از مجتهدين هفتم ميراث
بردن عمه مساوى جد هر گاه جمع شوند بر قول بعضي از مجتهدين تكمله هر گاه با پدر
ومادر فرزند جمع شود ايشان را از بردن زيادة از دو سدس مال منع مىكند مگر آنكه
فرزند يك دختر باشد چه يك دختر پدر ومادر را منع زيادة از دو سدس نمىكند بلكه با يكديگر
ميراث مىبرند به طريقي كه مذكور شد وهمچنين دو دختر يا يكى از ايشان وفرزندان شوهر
زن را از نصيب أعلى ايشان كه نصف وربع است منع مىكنند وهر گاه برادران ميت با مادر
أو جمع شوند مادر را منع زيادة از سدس مىكنند به هفت شرط أول آنكه پدر ايشان موجود
باشد چه اگر پدر ايشان موجود نباشد مادر را منع نمىكنند دوم آنكه دو برادر يا يك
برادر وخواهر با چهار خواهر باشند چه اگر اينچنين نباشد مادر را منع نمىكنند وخنثى در
اين صورت چون أنثى است واحتمال قرعه اينجا أقوى است سيم آنكه برادران پدر مادرى
يا پدرى باشند چه برادران مادرى ميت منع مادر نمىكنند چهارم آنكه در برادران يكى
از چيزهائى كه مانع ارث است موجود نباشد چه اگر موانع ارث در ايشان موجود باشد
منع مادر نمىكنند پنجم آنكه برادران ميت در آن وقت موجود باشند چه اگر در شكم مادر
باشند مادر را از زيادة از سدس منع نمىكنند ششم آنكه زنده باشند چه اگر مرده باشند منع
نمىكنند وهمين حكم دارد اگر برادران ميت وميت در يك زمان بميرند وتقديم وتأخير مشخص
نباشد وبعضي از مجتهدين در غرقى ومهدوم عليه توقف كرده اند هفتم آنكه ميانه حاجب
ومحجوب مغايره باشد چه اگر متحد باشند منع نمىكند مثل آنكه مادر كسى خواهر پدرى باشد
چنانچه در بحث ميراث مجوس خواهد آمد يا در وطى شبهه اتفاق افتد چه اگر كسى به شبهه دختر
خود را وطى كند ودختر بزايد مدخوله هم مادر وهم خواهر پدرى خود خواهد بود وجه
دوم كه سبب ميراث بردن مىشود وآن زن شوهرى است كه به عقد دوام باشد وزن
آزاد باشد ودخول شرط نيست مگر آنكه شخصي در حالت بيمارى زنى را عقد كرده باشد چه
در اين صورت اگر دخول نكرده بميرد ميراث نمىبرد وهر يك از زن وشوهر يا أصحاب مراتب
ثلث سابقه ميراث مىبرند هر گاه مانعى از موانع ميراث بردن در ايشان نباشد وايشان را
دو نصيب است أول أعلى وآن در شوهر نصف مال است ودر زن چهار يك واگر چه زنان
متعدد باشند هر گاه ميت را فرزندى باشد وجه سيم ولأي آزادى چه هر گاه
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 390
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٣٩٠