كه آحاد كافران را أمان دهند وغلام مسلمانان وزنان ايشان را جايز است كه كافران را أمان
دهند اما أمان دادن ديوانه ونابالغ ومسلمانى كه به اكراه كافر را أمان دهد وكسى كه عقل
أو به خوردن شراب يا داروى بيهوشى يا خواب كردن رفته باشد صحيح نيست وأسيران
مسلمانانى كه در دست كفار باشند وبي اكراه بعضي از كافران را أمان دهند صحيح است
وهمچنين أمان دادن تاجران مسلمانانى كه به ديار كفار تردد مىنمايند ومسلمانانى كه
كافران ايشان را به اجرت گرفته باشند صحيح است به شرطي كه أمان دادن در ديار كفر واقع
شده باشد وهر گاه يكى از مسلمانان ادعا نمايد كه يكى از كفار را أمان داده وممكن باشد
يعنى پيش از گرفتار شدن باشد قولش مقبول است واگر بعد از آنكه گرفتار شود ادعا نمايد
قولش مقبول نيست وأمان را دو لفظ است أول احرزتك يعنى پناه دادم تو را دويم
امنتك يعنى أمان دادم تو را وآنچه صريحا دلالت بر آن كند حكم اين دو لفظ دارد مثل
آنكه گويد اذممتك يعنى أمان دادم تو را يا آنكه بگويد أنت في ذمة الاسلام يعنى تو در
أمان اسلامى واگر چيزى بنويسد كه دلالت كند بر آنكه نوشتن به قصد أمان واقع
شده صحيح است خواه آن نوشته بلغت عربى باشد وخواه به فارسي مثل آنكه نوشته
باشد كه مترس وهمچنين اگر أشارت كند به طريقي كه أمان از آن مفهوم گردد وهر گاه أمان
داده شود واجبست وفا كردن به آن به هر طريقي كه شرط شده باشد به شرطي كه متضمن شرط نا مشروع
نباشد وآنچه كفار را به گمان أمان اندازد وبه سبب آن داخل بلاد اسلام شوند واجبست كه ايشان را نكشند
وبگذارند كه به منازل خود روند ووقت أمان دادن پيش از گرفتار شدن است پس اگر أمان
دادن بعد از گرفتار شدن ايشان واقع شود صحيح نيست واما امام را بعد از گرفتار شدن
كفار وغلبه بر ايشان أمان دادن جايز است فصل ششم در صلح كردن با كفار
بدان كه هر گاه امام مصلحت در صلح كردن با كفار بيند وترك جنگ را با ايشان صلاح
داند جايز است كه با ايشان صلح كند ومىبايد كه صلح كمتر از يكسال نباشد واگر
مسلمانان بسيار ضعيف باشند تا ده سال نيز جايز داشته اند وأصح آنست كه آن مقدار
وقت كه امام مصلحت در آن داند صلح جايز است واگر در صلح كردن محتاج به دادن چيزى
باشد آيا دادن آن واجبست يا نه ميانه مجتهدين خلاف است قول أقرب آنست كه واجب
نيست ومتولى عقد صلح غير از امام ونايب أو كسى ديگر نمىتواند شد يعنى همچنان كه هر يك
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٥٨