تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
پلها ومعونت جهادكنندگان وما يحتاج عاملان شهرها وقاضيان ولايتها ومؤذنان وآنچه بدينها ماند وفروختن ووقف نمودن وهبه كردن اينها جايز نيست وآنچه از اينها در وقت جنگ خراب باشد يا بي جنگ بدست آيد مخصوص به امام است ولشكرى را در آن دخلى نيست وآنچه بدست لشگرى افتد كه بي اذن امام به جنگ رفته باشد آن نيز تعلق به امام دارد قسم سيم اسيرانى اند كه در جنگ كاه بدست افتند وغير بالغ وزنان ايشان به مجرد أسير گشتن ملك آنانى مىشوند كه ايشان را گرفته باشند وكشتن ايشان جايز نيست اما مردان بالغ ايشان اگر در وقت جنگ بدست افتند امام مخير است ميانه كشتن ايشان با بريدن دست وپاى ايشان وگذاشتن كه خون از آن برود وبميرند واگر بعد از جنگ بدست آيند ومسلمان شوند كشتن ايشان جايز نيست وامام مخير است ميان بند نهادن وسر دادن وفديه گرفتن وآزاد كردن خاتمه در بيان امر به معروف ونهى از منكر بدان كه امر به فعل نيك واجب چون نماز واجب واجبست وبه فعل نيك سنت چون نماز سنت سنت است ونهى كردن از فعل منكر يعنى قبيح چون زنا واجبست ونهى كردن از فعل مكروه سنت است ودر اين هر دو ثواب بسيار است وواجب بودن امر به معروف واجب ونهى از منكر اجماعى است وهيچيك از مجتهدين را در وجوب اين هر دو خلافي نيست اما خلاف در آنست كه آيا وجوب اين به حسب عرف است يا به حسب شرع أقوى قول دوم است ونيز ميانه مجتهدين خلاف است كه آيا واجب كفائي است كه چون جمعى به آن قيام نمايند از ديگران ساقط مىشود يا بر همه كس واجبست بعضي بر أول رفته اند بعضي بر ثاني به اين معنى كه هر گاه شخص را امر به معروف ونهى از منكر كند وآن شخص قبول نكند بر ديگران نيز واجبست بجاى آوردن آن تا آنكه أو قبول كند أقوى قول دوم است وتا پنج شرط به هم نرسد واجب نمىشود أول آنكه كسى كه امر به فعل نيك ونهى از فعل بد مىكند مىبايد كه عاقل وبالغ باشد دوم آنكه بداند كه فعل نيك نيك است وفعل بد بد تا آنكه أيمن باشد از غلط كردن سيم آنكه بداند كه اگر امر كند يا نهى نمايد در آن شخص اثر مىكند پس اگر اثر نمىكند واجب نيست چهارم آنكه آن شخصي كه اراده دارد كه به فعل نيك أو را راغب سازد ويا از فعل بد نهى أو كند عازم باشد كه فعل نيك را بكند وفعل بد را نكند پس اگر توبه كرده باشد امر يا نهى أو واجب نيست
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 161 | الشيخ البهائي العاملي