آن تصدق كند ومدى چهار يك صاع است يعنى به وزن چهارده هزار چهل جو ميانه است وهمچنين
قضا وتصدق لازم است اگر عزم بر قضا نداشته باشد تا وقتي كه به رمضان آينده مقدار مدت
قضا بماند ودر اين مدت بيمار شود يا زن حيض بيند وبدان كه قضاى ماه رمضان را پيش از
پيشين فاسد مىتوان ساخت به خوردن وجماع وغير آن وبعد از پيشين حرام است پس اگر بعد
از پيشين فاسد سازد به خوردن وغير آن قضا وكفاره لازم مىشود وكفاره آن ده مسكين را
طعام دادن است واگر از آن عاجز شود سه روز روزه بدارد سيم از روزه هاى واجبي آنست
كه شخصي خود را به شخصي به اجاره دهد كه قضاى روزه ميت أو كند پس بر أو واجبست كه بسيار
تأخير در قضا نكند ونوعي نمايد كه در عرف گويند كه أو مشغول است به قضاى روزه چهارم
از روزه هاى واجبي روزه اى است كه بر پدر اين كس واجب ( 1 ) بوده وپدر در حال حيات ( 2 ) با وجود
قدرت بر قضاى آن قضا نكرده باشد پس بر پسر بزرگتر واجبست كه آن را قضا كند واگر ميت دو پسر داشته
باشد كه سال يكى بيشتر باشد وسال يكى كمتر اما آنكه سال أو كمتر است بالغ شده باشد بعضي از
مجتهدين برآنند كه قضا بر آنكس است كه بالغ است اما أصح آنست كه قضا بر آنكس است كه
سال أو بيشتر است واگر هر دو در سن برابر باشند هر يك نصفى قضا كنند اگر عدد قضا
جفت باشد واگر طاق باشد قضاى يك روز آن واجب كفائي است يعنى هر كدام كه آن روز را
قضا كنند از ديگرى ساقط مىشود پس اگر هر دو آن روز را روزه بدارند وبعد از پيشين مقارن
هم افطار نمايند كفاره آن نزد بعضي از مجتهدين واجب كفائي است وبعضي ( 3 ) برآنند كه هر دو
بالسوية واجبست قسم پنجم از روزه هاى واجب آنست كه به نذر يا عهد يا سوگند واجب
شود واين بر دو قسم است مطلق ومعين مطلق آنست كه نذر كند كه يك روز روزه بدارد
وتعيين زمان ومكان ننمايد ومعين بر سه قسم است أول آنكه تعيين زمان كند مثل
روزه أول ماه رجب دوم آنكه تعيين مكان كند مثل يكى از عتبات عاليات سيم آنكه
تعيين زمان ومكان هر دو كند مثل روزه أول ماه رجب در مكة معظمه پس هر گاه
از روزه داشتن در آن زمان يا در آن مكان مانعى مثل بيمارى يا سفر ضروري يا حيض
به هم رسد قضا بايد كرد قسم ششم از روزه هاى واجبي روزه دو ماه است به جهت كفاره
فاسد كردن روزه ماه رمضان پس هر گاه شخصي بالغ عاقل از روى عمد در روز ماه رمضان
روزه را به خوردن يا آشاميدن يا جماع كردن يا مانند آن باطل سازد مخير است در آنكه دو ماه
هامش
( 1 ) روزه واجب بر مادر را نيز قضا نمايد على الأحوط چنانچه گذشت صدر دام ظله
( 2 ) مگر فوت در سفر كه قدرت بر قضا در آن شرط نيست صدر دام ظله
( 3 ) فرمايش اين بعض أحوط است صدر دام ظله .