تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
امارت او را مسلّم شد و صفحه خراسان برايش صاف گرديد . ابو مسلم اردويى براى طرفيت مروان از خراسان فرستاد و سفاح در كوفه مستظهر گشته ظاهر شد و بيعت خلافت از مردم گرفت در ربيع الاول صد و سى و دو . قشون خراسان تعقيب از مروان نموده تا او را در خاك مصر مقتول ساختند و سرش را در عراق و خراسان گردانيدند . از ابو مسلم پرسيدند به چه وسيله‌اى بر بنى اميّه غلبه نمودى ، جواب گفت به اينكه هيچ‌وقت كار امروز را به فردا نينداختم . از مروان پرسيدند چه شد كه به اين ذلّت افتادى ، جواب داد بىاعتنايى به نوشته‌جات نصر بن سيار در خراسان كه از من مختصر كمكى خواست . اغلب اين اشعار را مىخواند :
ادركت بالحزم و الكتمان ما عجزت * عنه ملوك بنى مروان اذ حسدوا « * » ما زلت اسمى مليا « * * » فى ديار هم * و القوم فى ملكهم « * * * » بالشام قد رقدوا حتّى ضربتهم « * * * * » بالسيف فانتبهوا * عن نومة لم ينمها بعدهم احدوا و من رعى غنما فى ارض مسبعه * فنام عنها تولّى رعيها الاسد
هامش
( * ) در اصل : حشدوا ( * * ) در اصل : كحجدى ( * * * ) در اصل : غفلته ( * * * * ) در اصل ترقتهم