را به همراه آنها به خراسان روانه كند تا در امر دعوت و ديگر كارها قيام و اقدام نمايد . ابراهيم امام اظهار مىدارد كه همه حالات اين اصفهانى را امتحان كردهام و او را شايسته اين كار ديدهام ، و او را روانه خراسان كرده مأمور به دعوت و تبليغ مىسازد .
وقايع ابو مسلم در خراسان و اقدامات او در وقتى كه بنى اميّه خواب بودند در كتب تواريخ مفصّل ذكر شده . مختصرى از وضعيت خلقا و خلقا [ او ] از حيث ذات و صفات اينطور بوده :
ابتداى دعوت ابو مسلم را بعضى از مورخين از هيجدهسالگى نوشتهاند و بعضى ديگر از سى و سهسالگى ، جمع ميانه اين دو روايت را اينطور مىتوان كرد كه در اول ورود ابو مسلم به خدمت آل عباس در سن هيجدهسالگى شده و پس از مدّتى كه به خراسان مىرفته و مراجعت نزد امام مىكرده به طول انجاميده باشد تا هنگام استقلال بامر ، در سن سى و سهسالگى شده باشد . 20 زيرا ابن خلّكان نوشته پس از آنكه ابو مسلم مأمور به خراسان شد در خراسان سليمان بن كثير بن الخزاعى از طرف ابراهيم امام دعوت مىنمود و ابو مسلم ميانه ابراهيم و سليمان رفت و آمد مىكرد .
ابو مسلم در اين مدّت كه دعوت مىنمود اسمى از امام ظاهر نمىساخت و هميشه مردم را دعوت مىكرد به يكى از اهل بيت نبوت ، اين تدبير ابو مسلم در پنهان داشتن اسم امام ازآنجهت بوده كه مروان بن محمّد اجمالا خبر شده بود كه دعوت به اسم يك شخصى در خراسان منتشر شده و همىخواست آن را بشناسد تا او را تلف كند ، و ابو مسلم اسم او را ظاهر نكرده بود تا وقتى كه مروان فهميد و ابراهيم را احضار كرده در حبس انداخت و هلاك نمود به اينكه او را در خيكى پر از نوره فروبرد و سر آن را بست تا هلاك شد در سال 132 . ابو مسلم دعوت را براى ابو العباس عبد اللّه ملقّب به سفّاح برادر ابراهيم از اين تاريخ
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 92
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٩٢