تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
شروع نمود . ابو مسلم كوتاه‌قد و گندمگون و نيكوصورت و خوش‌آب‌ورنگ با چشم‌هاى سياه جبهه گشاد ، ريش نيكو و بلند مو ، كوتاه ساق ، صداى هموار فصاحت عربى و فارسى بوده ، خوش‌صحبت و شعر بسيارى روايت مىكرده ، امور را نيك مىدانسته هيچ‌گاه خنده و مزاح نكرد مگر در وقت لزوم ، صورت بهم نمىكشيد در هيچ حال ، اخبار فتوحات بزرگ برايش مىرسيد اثر خرسندى از او ظاهر نمىشد . حادثه‌هاى عظيمى بر او وارد مىگشت و محزون ديده نمىشد خشمناك بود و حركتى نمىنمود ، نزد زنان به غير از سالى يك‌بار نمىرفت و مىگفت اين كار ديوانگى است ، سالى يك‌بار براى انسان ديوانگى كافى است . نسبت به حرم از هركسى غيرتمندتر بود ، احدى داخل قصر او نمىشد جز شخص او ، از براى قصر سوراخى بود كه احتياجات آن‌ها را از آن سوراخ نزد اهل حرم مىانداختند . شب عروسى بر ماديانى عروس را سوار كردند و پس از سوارى او ، آن حيوان را امر كرد كشتند و زين او را آتش زدند كه مردى بر او سوار نشود . نقل از مدائنى . از او پرسيدند شجاع‌ترين مردم كيست جواب گفت : هر طايفه در وقت اقبال داشتن دولت از هركسى طمعش كمتر بود و اطعامش بيشتر . وقتى به حج رفت از طرف او در ميانه حاج جار كشيدند و قدغن كردند كه احدى طبخ طعام نكند ، و به قدر كفايت تمام اردو و كسانى كه همراه او بودند خوراك از خوردنى و نوشيدنى حاضر مىساخت . در رفتن و مراجعت ، اعرابى كه در بين راه او بودند از واهمه آنچه شنيده بودند كه ، ابو مسلم بسيار خونريزى مىكند از كنار راه تماما گريخته بودند و هيچ‌كس از آن‌ها در منازل ديده نمىشد . گفته‌اند كه ابو مسلم شش‌صد هزار نفر را با شكنجه تلف ساخت ، از بزرگى پرسيدند ابو مسلم بهتر بود يا حجاج ، جواب گفت : نمىتوانم كسى را بگويم كه
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 93 | مير سيد على جناب