تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
مع ذلك ، تاكنون مقصود جاهلانهء او به عمل نيامده ، چون‌كه منافع املاك مرقومه‌اش در ميانهء يك عدّه مفت‌خوار قسمت مىشود كه نه خير دنيا از وجودشان حاصل مىشود و نه ثواب آخرت . آنچه از تركهء او بعد از اخراج اين مصارف براى وارث باقى ماند ، در ميان شش پسر و هشت دختر - كما فرض اللّه - بيست سهم تقسيم شد ، از نقود و املاك و غيرها ، تقريبا به همه جهت هفتاد و پنج هزار تومان بود كه سهم هر دخترى سه‌هزار و پانصد تومان ، و قسمت هر پسرى هفت هزار تومان مىشود . يكى از احوال قابل تنقيد او اقدام به تزويج به زن‌هاى متعدّده بوده ، و به اعتقاد من اين حالت از نقايص چند نفر مردان خانوادهء ما است ، و اين حركت از جهاتى به جميع افراد يك خانواده ، انواع زحمت را مىرساند و مادام‌العمر زندگانى را بر خود و بازماندگانش نامقدّس و تلخ مىسازد ، و نظام خانوادگى مقدّس از چنين شخصى ، به يادگار نخواهد ماند و يگانگى ، از ميان آن‌ها نابود مىگردد .

فرزندان حاج شيخ محمّد تقى

عبارت از شش پسر و هشت دختر مىباشد . دو پسر بزرگ‌تر ، شيخ جلال الدّين و شيخ كمال الدّين ، كه از دختر ملّا صالح مازندرانى بودند در سال هزار و سيصد ، و سن بيست‌سالگى و هيجده‌سالگى ، به نجف مشرّف شده از براى تحصيل علم . قريب ده سال در آنجا با كمال فقر و تنگدستى گذرانيدند و ضمنا از اثر معاشرت عموى خود ، شيخ محمّد حسين با كلمات عرفا هم آشنايى پيدا كردند ، در مراجعت به اصفهان ، ترويج غريبى از تعزيه‌دارى و روضه‌خوانى نمودند . اين ترتيب نشر عزادارى از اين خانواده سيرهء مخصوصى شده است كه بعضى از آن‌ها اين كار را مانند وظيفهء خصوصى خود تصوّر كرده و به همين‌طور و رويه شناخته مىشوند .