تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
و كفايت ، او را ضرب المثل قرار داده‌اند ، ولى به اعتقاد من پيشرفت مقاصد او به موجب احوال اجتماعى ايران و حسن تقدير خداوند بيشتر مربوط بود تا به عقل و كفايتش . وفاتش به مرض طولانى استسقا ، عصر روز شنبه يازدهم شعبان هزار و سيصد و سى و دو اتّفاق افتاد ، نزديك خانه‌هاى خود مدفون گرديد . مردم شهر و بلوك يك هفته تعطيل و به عزادارى او پرداختند . به اعتقاد من ، بهترين اعمال او اهتمام كامل در انجام مقاصد خلق بود ، كه تا آخرين نفس تجاوز نكرد ، و احدى در خاك اصفهان نيست كه از اين مرد - شيخ محمّد تقى - انتفاعى نبرده باشد . همين حسن مسلك به علّت غلبه و حفظ دولت او بود . در مقام صبر و ثبات او ، اين‌قدر مىگويند كه مدّت دو سال ابتلاى به مرض موت با سخت‌ترين وجهى و مأيوس از حيات يك‌مرتبه آه و ناله از او مشاهده نشد ، و مانند زمان صحّت ، به انجام حوايج خلق اشتغال داشت . حتّى آخرين مكتوبش به حكومت وقت ، نيم ساعت قبل از مرگ ، سفارش يك نفر متظلّم بود و هنوز آن شخص به دارالحكومه نرسيده بود كه صداى شيون از خانه به گوش حكومت رسيد . يكى از اعمال ديگرش ، خاصّه در اواخر عمر ، دستگيرى به فقرا بود ، كه عدّهء وظايف‌خوارانش به چند هزار مىرسيد ، و در مرض موت ، ثلث دارايى خود را به مستحقّين بذل نمود و جميع املاك مرغوب خود را وقف اعمال برّيّه ساخت . مقدار ثلث باقىمانده را هم حسب الوصيّه ، براى خيرات تخصيص داد . به نظر من در اين موضوع پدر من به يك خطاى بزرگ افتاد كه به‌قدر كفايت اولاد خود ، از مال دنيا باقى نگذاشت . به قسمى كه امروز بعضى از آن‌ها به سختى گذران مىكنند و اگر حسن تقدير الهى با ما مساعدت نمىكرد ، اغلب دچار فقر شده بوديم .