تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
من به ترك دنيا ظاهر نگشت ، و تصميم خود را به ترك دنيا بر او حكايت كردم و ملزم شدم به فراهم نمودن اسباب آخرت . عزيمت بر ترك دنيا ، در دماغش قوّت گرفت . در كنج عزلت خزيد و جز به عبادت و رياضت نپرداخت . شرح غرايب احوال او اگرچه بسيار است ، ليكن فقط مىگويم كه حال اين مرد - شيخ محمّد حسين - در ملّت شيعه نظير همان احوالى است كه از براى پاسكال فرانسوى در مذهب كاتوليك پيش آمد ، و اين مجتهد ايرانى را در سير و سلوك [ مىتوانيم ] هم‌عنان آن فيلسوف فرانسوى بشماريم . در سال هزار و سيصد با پدر خود - شيخ محمّد باقر - به عتبات رهسپار گرديد . هشت سال بعد از پدر خود ، زندگانيش كاملا زاهدانه صرف عبادت و اعلى درجهء پرهيزكارى بود . مزاجش از فرط رياضت ، از دست رفت و در سنّ چهل و دوسالگى در سال هزار و سيصد و هشت از اين زحمت فوق الطاقه خلاص گرديد . آثار قلمى او يك جلد تفسير اوايل قرآن به يادگار مانده ، و كمال فضيلت و اكمال مراتب پرهيزگارى او را كه مىتوان گفت به درجهء وسواس رسيده است ، اين كتاب مدلّل مىدارد . عيالش دختر آقا مجتهد ، نبيرهء حاج سيّد محمّد باقر رشتى [ بود ] ، از او يك پسر و سه دختر به يادگار ماند . پسر او شيخ محمّد رضا از دوستان من [ است ] . مراتب فضل و كمالش سزاوار تقدير مىباشد ، بعد از پدر خود سال‌ها در نجف بود ، و اينك چند سالى است به اصفهان آمده به وظايف امامت و تدريس مسجد نو بازار و ملّايى مىپردازد . ذكور و اناث اولادش متعدّد است . دوّمين برادر ابوينى پدر من ، حاج شيخ محمّد على بود كه من ، داماد او هستم . اين مرد يك آدم تمام عادى يعنى معتدل الاحوال بود ، و لهذا دچار ناملايمات نگرديد . حياتش در كامرانى به انجام رسيد ، سال‌ها در اصفهان