ضد اقبال الدولهء كاشى - حكومت وقت - شورانيده ، با تعطيل عمومى در مسجد شاه اجتماع كرده بودند ، و پس از مناقشات طولانى عاقبت الامر ، كار ، به جايى رسيده بود كه روز نهم ذيحجه ، حكومت به قوهء قهريّه در متفرّق كردن بلواييان تصميم كرده ، با توپ و تيپ مكمل به جنگ اشتغال داشت . اهالى ، شكست يافته ، مال و جان آقايان [ داشت ] به باد فنا مىرفت كه حسب الوعده ، سواران بختيارى از گرد راه رسيده ، بلندىهاى مسجد شاه را سنگر كرده حريفانه به جنگ درآمدند ، هنوز آفتاب بود كه افواج دولتى شكستخورده ، بازار را غارت نموده ، گريختند ، حكومت به قنسولخانهء انگليس متحصن گرديد .
اگرچه اين شورش ، بهعنوان شكايت از حكومت اصفهان شروع شد ، لكن مقصود واقعى آقايان و اهالى ، ارجاع مشروطيت و خلع محمّد على شاه بود .
بنابراين عموى من قبل از شروع به كار با خوانين بختيارى در اين مقصد ، هم قسم گرديده دعوتشان كرده بود ، و خوشبختانه با مساعدت به موقع خوانين ، پس از مختصر جنگ و تسخير اصفهان ، پاى جلادت ، پيش گذارده ، به اتّفاق مشروطهطلبان شمال ، به فتح پايتخت و خلع شاه موفق شدند .
در جميع اين حوادث ، عموى من مستقيما مداخله داشت . لكن پدرم شيخ محمّد تقى ، نفوذ روحانيّت خود و ساير ملّاها را بيشتر از مصالح مملكت در مدّ نظر داشت بلكه اساسا تغيير وضع حكومت و نظامات جديده را منافى با شريعت مىپنداشت ، و بااينكه در كليهء اين حوادث مساعد نبود در مدّت هشت سال انقلاب ايران ، به حكمت و متانت مدارا نمود و به سلامت بيرون شد .
بعد از فتح طهران ، خوانين بختيارى ، اقتدارات خود را توسعه داده ، چهارده سال ولايت اصفهان تيول ايشان شد و حكومت آن را متواليا ميان خود قسمت مىنمودند . اين جماعت با خانوادهء ما از قديم آشنايى داشتند و مكرّر ، پدر من ، از تعرّض حكّام به آنها جلوگيرى مىكرد . از آن جمله در حدود سال
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 670
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٦٧٠