مقارن مراجعت آنها به اصفهان و در ميان بودن مسألهء خالصهفروشى و مساعدت ترقيات خانوادگى ، وسايلى شد كه اهتمامات اين دو نفر در تحصيل ثروت به اندكزمانى آنها را داراى مكنتى نمود بيش از دارايى پدرشان . برادر بزرگتر كه در اخلاق و عادات مادى و معنوى ، بر خلاف عموم بود و به همين سبب دائما در زحمت بود ، به مرض استسقاء در سال هزار و سيصد و سى و هفت وفات نمود و اموال بسيارى باقى گذاشت . در تزويج زوجات متعدّده مبالغه مىكرد . سه پسر و دو دختر به يادگار گذاشت : پسر بزرگش ميرزا عبد الحسين 237 جانشين در امامت و تدريس مسجد شاه و متولّى موقوفات شيخ محمّد تقى بود .
من - شيخ محمّد باقر - سوّمين پسر بزرگ پدر خود هستم . سه برادر كوچكترم در عهد وفات پدر صغير بودند و اينك به حدّ بلوغ رسيدهاند .
هيچكدام درصدد تحصيل علم و شهرت خانوادگى خود نيستند . به علاوه يك نفر آنها ظواهر اطوار و مرغوبيت رفتار مرا پسنديده ، مقلّدانه بر خلاف سيرهء اخلاق خويش ، تارك رسوم روحانى و سالك راه آزادى گرديده است . لكن نظر به اينكه از اكثر مزايايى كه فضل الهى در من ايجاد كرده و حسن تقديرى كه برايم اتّفاق افتاده است . بىنصيب بوده ، لهذا براى او مضرّات اختيار اين مسلك با نداشتن اسبابش تاكنون بيشتر از منافع شمرده مىشوند .
خواهران من از بهترين زنهاى عصر و داراى اولاد و اعقاب متعدّد هستند . بهطور اجمال با ستودن خانوادهء پدر خود به صلاحيت و يگانگى ، تأسّف است كه به واسطهء داشتن زنهاى متعدّده يك نظام خانوادهء مقدّسى به يادگار نگذاشت .
بعد از شيخ محمّد تقى ، شيخ محمّد حسين ، بزرگتر فرزند شيخ محمّد باقر بود . از حيث علم و عمل در اين خانواده نظير نداشت ، پس از تكميل علوم
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 674
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٦٧٤