ناصرى و مدّت حكمرانى مظفرى ، اوضاع سياسى دولت ، جانب فساد ، بلكه مستلزم زوال بود ، بالاخره شيخ محمّد تقى بر دشمنان خود كاملا غالب گرديد . از جملهء وقايع زندگانى او يكى اين بود كه در سال هزار و سيصد و هشت - هزار و سيصد و هفت ، چندين نفر را بهعنوان بهايى مذهب كه حكم حمايت مخصوص از ناصر الدّين شاه داشتند به حكم شيخ محمّد تقى در قريهء سده به قتل رسانيدند . اين واقعه در خاطر شاه ، سخت ناگوار شد و با تحريكات طايفهء بهايى و دشمنان محلى ، شاه او را به پايتخت احضار كرد و شيخ محمّد تقى بدون تعلّل ، راه خطر را پيش گرفت و پس از چند ماه حبس نظر بودن در طهران ، به سبب سلوك عاقلانه او و طرفدارى مردمان پايتخت ، و بالاخره مقتضيّات آن عهد مظفّر و منصور ، مستخلص و به اصفهان مراجعت نمود ، و از آن تاريخ نفوذ كلمهء او حكومت را مجبور به انجام مقاصد او نمود .
باز در سال هزار و سيصد و بيست و يك ، اهل اصفهان بر ضد بهائىها بلوا نمودند . ابتدا دو نفر را [ به نامهاى ] حاجى حسين و حاجى هادى خيّاط ، به بدترين وجهى كشتند . بعد به واسطهء ضعف حكومت عدّهء كثيرى از متّهمين به بابيّت ، در معرض خطر واقع شدند و ناچار به قنسولخانهء روس پناه بردند ، و اين حركت ، شورش بلواييان را زياد و نفوذ حكومت را كم و قنسولخانه [ را ] به چندين هزار بلوايى محصور گردانيد . نزديك بود كه قنسولخانه ، غارت و اتباع خارجه با عموم متحصّنين ، پارهپاره شوند كه ظل السلطان متوسّل به او [ شده و ] اطفاى فتنه را از او طلبيد . تا اينكه شيخ محمّد تقى در وقت تاريكى شب ، به قنسولخانه رفته ، بلواييان را متفرّق ساخت . مع ذلك ، از سوءاثر اين واقعه ، شيخ محمّد تقى را با برادر كهترش حاج آقا نور اللّه و امامجمعه ، دولت به پايتخت احضار نمود . امامجمعه - حاج ميرزا هاشم - با نداشتن حالت و تمكّن اين مسافرت و هم نداشتن اصرار دولتيان از حركت استعفا نمود ، و چند ماه بقيهء عمر
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 668
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٦٦٨