چاووشى نموده تا منزل مير سيّد محمّد مىرسد و با يك هياهوى بسيارى اين خبر را در شهر منتشر مىكند . مقصود آنكه در اثر ضديّت حكومت اصفهان با مير سيّد محمّد ، [ محمد شاه ] وفات كرده است و اين قضيه باعث شد كه جماعتى شفاعت مير سيّد محمّد را كردند و مخلع و محترم به اصفهان معاودت نمود . 220
نوكرهاى مير سيّد محمّد كه در آنوقت بيشازپيش بر شرارت افزودند و همهكس نسبت به آنها فروتنى و اطاعت مىكرد ، خصوص ضعفا و بالاخص ارامنه جلفا كه از روى ناچارى مىخواستند جلب خاطر مير سيّد محمّد را با خود بنمايند . تا اينكه نظير صدماتى كه در سابق ، از اين دسته به آنها وارد شده بود واقع نشود . بنابراين برحسب درخواست خليفهء آنها از اوچ كليسا و تقاضاى آنجا از امپراطور روس ، خلعتى از امپراطور ، جهت امامجمعه مىرسد و اين قضيه هم مزيد بر شرارت اجزا مىگردد كه در [ سنهء ] هزار و دويست و شصت و شش در ملاء عام يكى از صاحبمنصبان بزرگ ايران را - محمّد حسين خان خلج - كه از طرف حكومت شهر - سپهدار عراقى - پيغام آورده بود وسط مسجد جامع عتيق به قتل رسانيدند ، و در نتيجهء اين حركت اهالى شهر قريب ده ماه گرفتار اردوكشىهاى دولت و زدوخورد با اشرار و تعطيل دكاكين و بازارها بودند .
مير سيّد محمّد در وقتى كه ناصر الدّين شاه با اتابك به اصفهان آمدند مىگويند بيست هزار تومان جريمه داد با جمعى از نوكرهايش و چند نفر معمّم از بستگانش 221 . مير سيّد محمّد در ابتداى امر كه از خود دارايى نداشته ، املاك موقوفهء اصفهان را از شيخ انصارى اجاره كرده بود .
و از جهت لباس يكصد و كسرى نوكرهايش ساليانه معيّن بوده است كه هركدام از تجّار چه مقدار ماهوت بايستى بدهند ، و براى برنج و ذغال و خاكه نيز اشخاص معيّنى بودهاند كه به آنها حواله مىشده است . جهت مخارج اتّفاقى هم
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 622
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٦٢٢