علم بود . ظلّ السلطان حاكم اصفهان به سبب ضديّت امامجمعهء سابق با او ، آن را معزول ساخته بود و ميرزا محمّد على را در هزار و دويست و نود و شش بجاى او منصوب ساخت . اگرچه اخلاق آميرزا محمّد على مقتضى بعضى شرارتها و كارهاى ناهنجار نبود ، ليكن بستگان او به غرور ارتباط با ظل السلطان جهت جلب نفع مرتكب كارهاى بسيار زشت مىگشتند تا در سنهء هزار و سيصد وفات نمود و در سر قبر آخوند مدفون شد .
قبل از او آمير محمّد حسين - عموى حاجى ميرزا هاشم فرزند حاجى ميرزا حسن فرزند حاجى ميرزا محمّد حسين فرزند مير عبد الباقى سابق - امام جمعه شد .
آمير محمّد حسين قدرى معقول و تفسير ، تحصيل كرده بود غالبا هم با فضلا و دانشمندان معاشرت داشت و با همهكس نشست و برخاست مىنمود و خويشان نزديك او هم خوشگذران و متموّل و عيّاش بودهاند . به اين سبب مردم نسبت تردماغى و با هر سرى سرّى داشتن را به او دادهاند .
زمان حيات برادر كه توانايى و قدرت زيادى در اين خانواده بود ، و قطع و فصل امور مردم به آنجا محوّل مىگرديد ، آمير محمّد حسين داراى املاك بسيارى گرديد ، و چون علاوه بر حيثيّات برادر ، حيثيّات خانوادگى هم شخصا دارا بود ديگر كسى را در اصفهان طرف اعتنا قرار نمىداد ، و با بيشتر از طبقات علما ، ستيز و آويز داشت و به همين سبب موقعى كه در بلواى اصفهان بر ضد حكومت ظل السلطان كه آمير محمّد حسين ، سردسته واقع شده بود ، ساير علما از حضور در تلگرافخانه كه محل اجتماع بود استنكاف كردند در آنوقت مير محمّد حسين تنها ماند و تظلّمات حقّهء اهالى به صورت تحريكات او درآمد .
آمير محمّد حسين 216 پس از چند سال از وفات برادرش كه منصب سلطان العلمايى و امامجمعگى به كسى داده نمىشد موفق گرديد و دارا شد ، ليكن
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 619
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٦١٩