حاج سيّد حسن واعظ كاشى
اصلا اهل كاشان ، در اصفهان متأهّل و متوطّن و داراى خانوادهء بزرگى گرديد . سالها با احترام و طرف ارادت مردم بودن ، به منبر و موعظه اشتغال داشت . مخصوصا چند سال در اواسط [ عمر ] كه علاوه بر شخص اوّل واعظين اصفهان بودن ، داراى مقام اعيانيّت شده بود .
حاج سيّد حسن قد بلند و بدن فربه و ريش انبوه و چشمهاى درشت و خوشسيما ، بسيار آرام حركت مىكرد و باوقار بود كه روىهمرفته ، هيبت او جلب توجّه عامه را به خود مىكرد . تربت مخصوصى داشت ، اغلب عدّهء زيادى از مردم اصفهان درب منزل او حاضر بودند و جهت استشفاى مبتلايان خود مىگرفتند . اين عمل مخصوص او علّت ديگرى از اسباب شهرت او شده بود .
و نيز جمعهء آخر ماه رمضان ، دعايى جهت مايه كيسه تدارك مىكرد و موقع تقسيم او به مردم ، در هر مسجد و معبرى كه او مىگذشت هنگامه بر پا مىشد . شب و روز نهم ربيع الاول هر سال ، اين شخص با اين وقار و احترام مخصوصا ظرافات و لطايفى داشت جهت تفريح مردم ، كه جمعيّت اين موقع هم پاى منبر او اهميّتى داشت .
از جمله ظرافاتش راجع به بخل كاشانيان كه شهرتى دارد [ و او ] مىخواست تكذيب كند . دليلش اين بود كه با وجودى كه من كاشانى هستم همه هفته حمّام مىروم و دلّاك از بدن من چرك مىگيرد ، وقت بيرون آمدن از حمّام غمض عين مىنمايم و مطالبهء چرك از حمّامى نمىنمايم و نظائر اين .
منابر رسمى او منحصر بود به ذكر اخبار و اغلب ، دوسه ساعت مدّت صحبت او مىشد بالاى منبر . در اغلب [ بالاى ] منبرها كه موضوع اخلاق بود يك مثالى به يك نفر از علما يا بزرگان معروف وقت در اصفهان مىگفت كه براى وهن و سرشكستگى آن شخص ، زياده مؤثر مىگرديد . به اين مناسبت نوع