تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
مردم متمايل ديدن آن‌ها مىشدند ، و به اين سبب ، ورود آن‌ها باعث همهمه مىگرديد و مخصوصا سبب آزردگى و كدورت بعضى مىگرديد كه اين درويشان ظاهرا به آن‌ها احترامى نمىگذاردند . اين بود كه اغراض مختلف بر نابود ساختن آن‌ها از هر طرف پيدا شد ، و بالاخره سيّد دكنى را به مدلول " رساله خيراتيّه " كه آقا محمّد على فرزند آقا محمّد باقر اصفهانى - شهير به بهبهانى - تأليف نموده و استشهاداتى به ضميمه عقايد و اعمالى منصوب به حضرات ، موجب انهدار خون آن‌ها گرديد . و بيشتر مضامين آن رساله خيراتيّه را صاحب طرايق بىمأخذ دانسته و نوشته . سيّد دكنى را در كرمانشاهان پس از مدّتى حبس ، در جوالى كه نصف آن ريگ بود گذارده و سر او را بستند ، حمّالى تحويل رودخانه قراسوران داد . اسم آن رساله خيرات كه قلبش تاريخ است ، تاريخ اين واقعه و هم تاريخ تأليف رساله خيرات . 207 از اينجا نور على شاه رفت و در موصل وفات نمود در سال 1312 . از كلمات نور على شاه در " بستان السياحه " « * » است كه عن‌قريب از سلسله قاجاريه سلاطينى در ايران تمكّن خواهند يافت و بر همه شهرهاى ايران مستولى مىگردند و در زمان آن‌ها به طايفه صوفيّه ، آزار و اذيت بسيار مىرسد و بعد از انقراض اين طايفه ، پادشاهى ظاهر مىگردد كه به سبب عدل و دادخواهى و مجاهدت ، مروّج شريعت و طريقت خواهد شد !

نورى

از شعراى اصفهان و به اقتضاى زمان ، نادره‌گوى و مطايبه‌سراى بوده . از
هامش
( * ) بستان السياحه ، ص 91 - 86 .