زندگانى را بر اهالى ايران تنگ ساخت كه غير از تحصيل قوت لايموت ، از علم و معرفت ، كسى صحبت نمىكرد ، دوره الوار زنديه و غيره نيز شباهتى با وضع سابق خود داشت .
تا در اواخر كريم خان كه نسبتا اوضاع ايران آرامش پيدا كرده بود ، افكار اهالى بيدار شد و هوا و هوسها به روز و استعداد و قابليت ، مساعد گرديد .
در اين وقت سيّد رضا على شاه دكنى به فكر تجديد طريقه نعمتاللهيه در ايران افتاده ، سيّد معصوم على شاه دكنى را مأمور به انجام اين كار نمود .
از زمان سيّد رضا على شاه رسم سلسله نعمتاللهيه جهت اظهار نسبت خود به حضرت على ( ع ) اين گرديد كه در آخر بعضى كلمات لفظ " على شاه " را افزوده آن را لقب خود سازند كه تا آن زمان فقط لفظ شاه در اوايل اسامى اقطاب ذكر مىشده [ است ] .
از زمان شاه نعمت اللّه ماهانى به بعد و قبل از زمان شاه نعمت الله مرسوم بوده كه بعضى را از اقطاب با لفظ " سلطان " تشخيص مىدادند .
در سلسلههاى سلاطين متأخرين كه لفظ " شاه " را ضميمه اسم ساختهاند يك طبقه مانند صفويه مقدم بر اسم گذاردند ، و بعد از آن سلسله ، شاه را تا اين زمان آخر اسم قرار دادند . سيّد رضا على شاه ، سيّد معصوم على شاه را مأمور ايران نمود و به سبب اينكه در آخر فترت و زمان تجدّد سيّد وارد ايران گرديد ، به هركجا رسيد همهمه و هياهويى بر پا شد . بعضى از متنفذين به راه عداوت و دشمنى در مقام اذيت آنها برآمدند و بعضى ديگر كه اظهار دوستى نمودند ، به سبب توقّعات زيادى كه از اين اشخاص داشتند و نايل نگرديدند ، بناى دشمنى را با آنها گذاردند . چنانچه كريم خان و على مراد خان زند به همين مقدمه در مقام ايذاى اين جماعت برآمدند .
كريم خان زند ، دكنى را با مريدان فيضعلى شاه و نور على شاه از شيراز
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 587
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٥٨٧