خوش و اشعار دلكش بوده است . به اين مناسبت به هر شهرى مىرسيد طبقات مردم در اطراف او ازدحام مىكردند . گويند كه هروقت از منزل بيرون مىشد و گردشى مىكرد با طبرزين و كشكول در بين راه اشعار خود را با حالت مخصوصى مىسرود كه مردم در زمان كمى ، كشكول او را از وجوهات طلا و نقره مملو مىكردند و به منزل مراجعت مىنمود و به مستحقين مىرساند .
جدّ او ملّا محمّد على ، امامجمعه طبس « * » بوده . ميرزا عبد الحسين پدرش در اصفهان آمده ، متأهل شد و ميرزا محمّد على نور على شاه بهوجود آمد . زمانى را به اتّفاق پدر در شيراز گذرانيده و نزد معصوم على شاه توبه و تلقين يافته و سيّد او را خليفة الخلفاء و المرشدين و ملقّب به نور على شاه ساخت . 205 همهمه مريدان و غوغاى مردم در اطراف او ، وسيله سعايت نزد كريم خان شد و كريم خان به گمان اينكه نور على شاه داعيه سلطنت مىكند ، او را با پدرش از شيراز اخراج كرد و مدّتى را در عتبات سقايى مىكرده . با اين وصف هم او را نگذاشتند تا از آنجا هم مهاجرت نموده و در موصل وفات كرد .
ملّا عبد الصمد همدانى از علماى بزرگ و حاج محمّد حسين ، امام مسجد شاه اصفهان و ميرزا محمّد رونق كرمانى و سيّد ابراهيم تونى و جمعى ديگر از فقها و حكما ، مريدان وى بودند ، و متابعانش مسمّى به نور على شاهى شدند .
نور على شاه جوانى بوده بسيار خوبروى و مشكينموى ، خوشرفتار ، نيككردار . داراى آوازى دلكش . از هر طرف عبور مىنمود شنيدن صوت و ديدن صورت او ازدحام و هنگامه بر پا مىداشت ، از اوست :
هامش
( * ) براى اطّلاع بيشتر ر . ك : طرائق الحقائق ص 198 .