خوانند .
چون [ نظر ] زرتشت صراحتا در گاتها بر خلاف استعمال چنين مسكرى است و فديه و قربانى را بازمىدارد و اين كاوىها كه دسته مخصوصى از پيشوايان " ديويسنى " بودند ، مخالفت ورزيدند . زرتشت نيز آنان را از گمراهكنندگان شمرد . اين كلمه نيز بعدها در توضيحات تفسير پهلوى اوستا به كر و كور تعبير شد .
ولى اين مسأله را چگونه مىتوان حل نمود كه همين عنوان در " يسنا " 46 و 14 و 51 و 16 و 53 و 2 به بهترين دوست و حامى زرتشت كه ويشتاسب باشد داده شد و بهعنوان كى گشتاسب سرافراز و در جزو اسامى كيخسرو و كيقباد و نيز كاوى موجود است .
كليهء سلسله كيانى كه در باختر سلطنت داشتند از همين كلمه كاوى مىباشد . جاى شبههاى نيست كه كاوى اسم دستهاى از پيشوايان " ديويسنا " بود و كاوى كه امروز كى گوييم و عنوان بسى از يلان و ناموران و شهرياران است ، هر دو يكى است . لا بد بايد مسأله را اينطور حل نمود كه پيش از برانگيخته شدن حضرت زرتشت ، كاوى عنوان ناموران هر دو دسته آريايى هند و ايرانى بود . از ديرزمانى به اين عنوان آشنا بودند ، پس از نو شدن آيين ايرانيان بهكلى معنى خوب را از اين كلمه سلب كردن ممكن نبود .
هروقت كه از براى پيشوايان ديويسنا استعمال مىشد ، معنى بد از آن اراده مىكردند . ولى از براى شاه به همان معنى قديم خوب باقى ماند ، كاوى به معنى بد و دشمن مزديسنا در يسنا 32 / 14 و 32 / 15 و 44 / 20 و 46 / 11 و 51 / 12 استعمال شده است .
در برلن مجلّهاى به اسم كاوه در اوايل مشروطيّت ايران طبع گرديد به مديريت مير سيّد حسن تقىزاده تبريزى در شمارهء اول تحت عنوان " كاوه -
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 432
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٤٣٢