درفش كاويانى " مىنويسد :
كاوه يا كابى با كاف عربى ، اسم شخص داستانى است كه بنا بر روايات قديم ايران آهنگرى بوده از اهل اصفهان ، كه در ايّام پادشاه ظالم خارجى ضحاك " آژىدهاك " بر وى شوريده ، و پيشروى قيام ملى شد كه به واسطه آن شورش آن نسل خارجى را از ايران برانداخت ، و از نژاد پاك ايرانى فريدون را بر تخت نشانده ايران را استقلال بخشيد .
آنچه در باب اين شخص داستانى و سلطنت ضحاك و فريدون در شاهنامه فردوسى و در تواريخ متأخره ايرانى آمده ، معروف عامه است .
بيشتر از اين شخص آهنگر غيور ايرانى كه هويت او در روايات قديم گم و تاريك مىشود ، يك اثر جاودانى او در ايران و خارجه شهرت يافته است كه وجود آن به دورههاى تاريخى نيز انتقال نموده و حتّى در آثار باقيه موجود است .
اين شاهكار قرون عزت ايران « درفش كاويانى » است كه نام آن هر ايرانى را ياد از شكوه باستانى و غرور ملّى خود آورده و روح زنده و ذلتناپذير ايران را به خاطر مىآورد . »
كاويانى درفش 159 كه مانند يك رمز و اشارتى براى برخاستن ايران بر ضد دشمنان خود در بالاى صفحهء اين روزنامه پرچم گشوده ، براى هر ايرانى كه تا اندازهاى از اشعار شاهنامه فردوسى آشناست . آن شاعر بزرگ ايرانى با كمال فصاحت ، همداستان ايجاد آن لواى حريّت را سروده و هم در باب شكل و ساخت آن به واسطهى كاوه و فريدون سخن رانده و اينك خلاصهى آنچه دربارهء آن بيرق به ما بازگذاشته [ است ] :
از آن چرم ، كاهنگران زير پاى * بپوشند هنگام زخم دراى
همان كاوه آن بر سر نيزه كرد * همانگه ز بازار برخاست گرد
خروشان همىرفت نيزه به دست * كه اى نامداران يزدانپرست !