اسم صاحب عنوان ، به شارح جواد شهرت گرفته و به همين عنوان شناخته مىشود . از شيخ بهايى [ اجازهء ] روايت داشته و چند نفر علما هم از او روايت نمودهاند ، شدّت كوشش او در تحصيل ، باعث ميل مفرط شيخ بهايى به او گرديده بود و او را مأمور به نوشتن شرح بر رسائل خود و تأليف بعضى كتب ديگر كرد .
سيّد درويش كافى نجفآبادى
اسم او درويش حسن معروف به كافى شاه . خانوادهء او از اهل چهارمحال و لُر بودهاند ، مهاجرت به نجفآباد كرده و در آنجا توطّن جستند .
درويش حسن مشهور به درويش كافى ، طرف ارادت شيخ محمّد تقى سرسلسلهء مشايخ نجفى و ائمهء كنونى مسجد شاه بوده [ است ] .
سبب اين ارادت را بعضى علاوه بر مكارم اخلاق درويش كافى ، پارهاى خوارق عادات دانستهاند كه شيخ محمّد تقى از او مشاهده نموده [ است ] .
درويش كافى ، بىآلايش زندگانى مىكرده و به همين سبب خود را درويش مىناميده . غالبا اشخاصى كه با او ملاقات مىكردهاند براى ملكات پسنديدهء او و گفتارهاى معقولانه ، با او ارادت پيدا مىكردند . چنانچه وقتى يكى از امامجمعههاى اصفهان - مير سيّد محمّد - او را جلب نموده و بناى تعرّض به او را داشته ، ابتدائا از او مىپرسد ، به چه علّت اين وضع لباس سفيد بر خلاف معمول ، جهت خود اختيار نمودهاى ؟ در جواب مىگويد : چون هميشه خود را مهيّاى مرگ ساختهام و اين لباس موافق اموات مىباشد ، به اين سبب پوشيدهام .
پس از آن مسأله از شكيّات نماز او سؤال مىكند . جواب مىدهد اينگونه سؤالات شايسته اطفال مكتب است ، مطلب غامض علمى كه نمىدانيد از من سؤال كنيد تا جواب دهم .