يكى ديگر از مريدان معروف او حاج سيّد محمّد باقر رشتى بوده كه گاهگاهى در نجفآباد به ملاقات او مىرفته ، چنانچه شيخ محمّد تقى را مىگويند همه هفته پنجشنبه و جمعه محض ملاقات او از شهر به نجفآباد مىرفته است .
دو نفر فرزند داشته ، يكى درويش بنده على و ديگرى درويش محبّ على .
درويش بنده على فرزندى داشته معروف به درويش سلطان حسن ، داراى اخلاق پسنديده و ملكات حميده و طرف ارادت اهالى نجفآباد .
وقتى يكى از اقرباى او به استناد اوراق شجرهنامهايى براى خانواده خود ، كه از جمله آنها اولاد درويش كافى بودند دعوى سيادت مىنمايند ، مدارك خود را بهنظر معاريف علماى وقت رسانيده . پس از آن ، تمام اين خانواده داراى عنوان سيادت مىشوند كه تا آنوقت معلوم نبوده [ است ] و درويش سلطان حسن و اقرباى او را از اين تاريخ به بعد ، سيّد سلطان حسن و غيره مىنامند .
سيّد سلطان حسن را وقتى نزد آميرزا محمّد هاشم چهارسوقى ، طراز اوّل علماى وقت جلب مىنمايند و در موضوع سيادت آنها مباحثات مىكنند ، تا بالاخره آميرزا محمّد هاشم از او سؤال مىكند كه با اطمينانى كه به سيادت خودارى ، آيا مىتوانى در شيرخانه موقعى كه شيرها را باز نمايند داخل شوى ؟
مىگويد : به اتّفاق شما ممكن است برويم !
از سيّد سلطان حسن حكايات بسيارى مشعر بر وارستگى و بىعلاقگى او به دنيا و ديگر ملكات پسنديده در افواه اهالى نجفآباد معروف است .
احفاد و خانوادهء درويش كافى ، حاليّه جمعيّت بسيارى در نجفآباد مىباشند و معروفند .
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 430
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٤٣٠